72

وحدت تو

دردم ز تو، درمان من از وحدتِ تو

قربم ز تو، بُعدم بود از کثرتِ تو

چهره بگشا که دل دگر رفت ز خویش

بی‌آن که بگویم همه شد طلعتِ تو