شب یلدا

 در دستگاه افشاری و گوشه رهاو مناسب است

وزن عروضی: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

U ــ ــ ــ /U ــ ــ ــ /U ــ ــ ــ /U ــ ــ ــ

بحر: هزج مثمن سالم

 

 خوشا یک دم شود دستم برون از آستین امشب

که تا بر دلبر زیبا ببازم کفر و دین امشب

 

بیا لطفی نما ای شمع جان بر من در این خلوت

که تا اندوه برگیرم از این قلب حزین امشب

 

رها گردد فراق آن گل زیبا ز من یکسر

که دور از بلبل نالان نشینم در کمین امشب

 

بیا در عالم خاکی میان کلبه‌ام بنشین

که تا خود را بیندازم به پایت در زمین امشب

 

هزاران دیده در خواب و دل من سوی تو مایل

نمی‌دانم چرا حالم شده جانا چنین امشب

 

الهی بخت باز آید که تا بینم گل روی‌ات

رها سازم غمِ هجر و لقای اهل کین امشب

 

نمی‌گویم چه باشد حال من در این شب یلدا

ولی پروانه می‌داند که چون من شد غمین امشب

 

الا ای شاهد عاشق، ز یاد خود مبر ما را

به هنگام ملاقاتِ مهِ جان‌آفرین امشب

 

به نزد تو مه زیبا که با نازت کنی غوغا

گرفتار آمدم جانا به آه آتشین امشب

 

بیا جانا بگو بر من که هستم در کمین تو

کمینی رسته از غیر و رها از آن و این امشب

 

بیاور پیشْ مینا را که جانم باد قربانت

که دیدم من نکو را خوش‌خرام و نازنین امشب