موضوع این دانش، صوت است. صوت گستره‌ای از صوت حق دارد که نمونه‌ای از آن، وحی پیامبران است. صوت‌های بدیع ملکوت که عارفان با سماع معنوی به استقبال آن می‌روند، نمونه‌ای دیگر از صوت است. صوت در طبیعت، جلوه‌ها و چهره‌های بی شماری دارد. صدای خوش و آرام‌بخش شُرشر آبشار و نوای دلنشین و مستانهٔ چهچههٔ بلبل، نالهٔ حزین باد بر درخت صنوبر، صدای امواج دریاها و خنکای نسیم سحری و لطافت نسیم صبحگاهان، همه موسیقای خاص خود را دارد.

صوت نماد حرکت و حیات هر پدیده‌ای است. کسی صوت ندارد که جنبش و رویشی در او نیست. صوت اگر موزون باشد، موسیقی می‌گردد. صوت می‌تواند صوت حق باشد یا صدای باطل. باطل با صوت و صدای خود است که به جبههٔ حق می‌تازد و جبههٔ حق نیز با صوت خود است که می‌تواند باطل را به محاق برد.

ما در این نوشتار، برخی مغالطات رایجی را که در باب فقه غنا و موسیقی از ناحیه فقه ظاهرگرا واقع شده است، خاطرنشان می‌شویم.