در این روایات تفسیری، هم‌چنین از «باطل»، «لغو» و «لهو» سخن گفته شده است؛ از این رو، ضرورت دارد به بررسی معناشناسی و حکم هر یک از این اصطلاحات پرداخته شود.

سند این روایات مشکلی ندارد و فقیهان بسیاری همانند شیخ اعظم رحمه‌الله به آن تمسک کرده‌اند. حال باید به دست آورد چگونه کتاب و سنت که هر دو چهره عصمت دارند و حجت هستند و هیچ یک به خطا نمی‌روند، در این مورد با هم هماهنگی دارند؟ آیا مراد از غنا در فرهنگ روایات همان غنایی است که فقیهان از آن سخن می‌گویند یا مراد از آن غنایی دیگر است؟ آیا قول زور همان «مدّ الصوت مع الترجیع المطرب» است یا خیر؟ برای به دست آوردن پاسخ این پرسش‌ها، به درون‌پژوهی

(55)

متن احادیث می‌پردازیم و فقه الحدیث آن را بر می‌رسیم. این روایات تفسیری را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم نمود:

گروه یکم: تفسیر قول زور به غنا؛

گروه دوم، تفسیر زور به غیر غنا؛

گروه سوم: باطل؛

گروه چهارم: لغو و شنیدن صداهای لغوی؛

گروه پنجم: لهو، شنیدن صداهای لهوی و لهو الحدیث.

برخی از فقیهان، برای ارایه حکم غنا و موسیقی و اثبات حرمت آن، دلیل «لهو» بودن آن را پیش کشیده‌اند و گفته‌اند هر لهوی حرام است. آنان ذاتِ غنا و موسیقی را از آن جهت که غنا و موسیقی است، حرام نمی‌شمرند، بلکه می‌گویند لهو حرام است و چون غنا و موسیقی از افراد و مصادیق لهو است، حکم حرمت بر آن بار می‌شود. مرحوم شیخ انصاری رحمه‌الله از این گروه است. ما نخست به موضوع‌شناسی این واژگان می‌پردازیم و سپس این نکته را وا می‌کاویم که آیا هر لهوی حرام است یا خیر تا زمینه برای بررسی حکم غنا و موسیقی آماده گردد.

با توجه به حالات گوناگون این واژه‌ها و شرایط متفاوت آن، هر یک احکام متنوعی را می‌پذیرد و چنین نیست که همه موارد آن حلال باشد یا حرام، از این رو موضوع‌شناسی دقیقی را می‌طلبد و کم‌ترین بی‌دقتی، باعث خلط مباحث می‌گردد. باید توجه داشت که هر لفظ و واژه‌ای با معنای خود مناسبت و موضوعیت دارد و این امر در قرآن کریم به خوبی مراعات شده است.

(56)