کسی که سعه می‌یابد و توکل بر حق دارد و روزی حق را به دست حق می‌بیند، نباید گمان برد که او فقط باید به علم‌آموزی و وظیفهٔ خود مشغول شود و بر خدا لازم است زندگی او را اداره کند و وی بی‌نیاز از تحصیل رزق است. کسی که سعه دارد و تحصیل می‌کند، فردی متوقع و از خودراضی نیست که منتظر بنشیند تا دیگران رزق او را برسانند، بلکه به این معناست که صاحب سعه چنان اقتداری می‌یابد که به فرض اگر اهل علم باشد، می‌تواند تولید علم و فروش آن به نحو کتابت یا تدریس را داشته باشد و از این طریق، نیازهای خود را تأمین کند، ولی او باید با مغز و با قلب خود کار کند، نه این که به شغل‌های دیگر رو آورد و شأن علم را پاس ندارد. ما در کتاب «اخباری و اصولی چه می‌گویند» از شریعت و معیشت سخن گفته‌ایم. نباید اکل از دین داشت، ولی اکل از علم و نظریه‌پردازی و تولید دانش در زمینه‌های علوم انسانی و نیز تجربی اگر توان آن از طریق مشاهدات به دست آید، از پاکیزه‌ترین روزی‌هاست.

کسی که الهام در نهاد اوست و به تعبیر قرآن کریم به مرتبهٔ متقین وارد شده است خداوند برای او خروجی قرار می‌دهد و در جایی بن‌بست ندارد: «وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا. وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لاَ یحْتَسِبُ وَمَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْرا»(1). این قدرت حق تعالی نباید سبب گمراهی در فهم شود و فرد خود را مفلوک، گرفتار و بی‌عرضه سازد. کسی که تقوا پیشه کند، صاحب فکر، اندیشه، دقت و علم می‌شود و روزی خود را با تبلور اندیشه پیدا می‌کند. او به سراغ اختراع، اکتشاف و تولید علم می‌رود و رزق بر او سرازیر می‌شود، نه این‌که فقط تحصیل کند و گدامنشانه زندگی کند به امید آن که رزق او از جایی برسد. کسی که تقوا پیشه کند قدرت نوآوری و تولید علم می‌یابد و از طریق فروش علم می‌تواند نیازهای خود را تأمین کند. حرکت برای رسیدن به رزق را باید از دل شروع کرد. هر کسی یک خروجی دارد و خروجی اهل علم تفکر، فرهنگ و نورانیت است. اهل علم وظیفهٔ پالایش و ویرایش دانش‌های نهفته در باطن خود را دارند و با عرضهٔ آن به مراکز علمی و فروش آن می‌توانند توانمند گردند؛ چنان‌که حضرت امام خمینی رحمه‌الله به سبب اقتداری که داشتند توانستند یک نظام را جابه‌جا کنند و به میلیون‌ها نفر روزی برسانند.

حضرت امام خمینی نظریهٔ ولایت فقیه با ساختار امروزی آن را به پشتوانهٔ اقتدار عرفانی که داشتند تولید و اجرایی کردند و جامعهٔ اسلامی نیز خریدار آن شدند. روحانیت باید با طرح‌های علمی خود اقتدار اقتصادی به دست آورد. اقتداری که در کتاب «اقتصاد حوزه‌های علمی و شهریهٔ عالمان دینی» از آن سخن گفته‌ایم.

در مسألهٔ رزق نباید چون روباه پیری بود که دست و پای شکسته در جایی افتاده است، بلکه باید چون شیری بود که برای این روباه خوراکی و روزی می‌آورد، ولی تنبلی سبب می‌شود آدمی روباه را ببیند، ولی به شیر توجهی نداشته باشد.

اعتماد بر حق تعالی و توکل نباید مانع تولید اندیشه و علم و تلاش برای دیگر تولیدات شود، بلکه «وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا» به این معناست که صفایی در باطن وی نقش می‌بندد و توسعه در اندیشه و اقتدار در تفکر می‌یابد. دانشیان اگر بتوانند تبلور تفکر داشته باشند، می‌توانند رزق و روزی جمعیتی را فراهم کنند. توسعهٔ دل به اقتدار و توانمندی در تولید رزق است و نه به توکل ذهنی و امیدی که در خیال نقش می‌بندد. اهل دانش نباید به این امید بنشیند که ماهی به دست او دهند، بلکه باید تور به دست گیرد و هم خود ماهی بگیرد و هم به ضعیفان ماهی رساند و هم به توانمندان ماهی‌گیری را آموزش دهد.

انقلاب اسلامی ایران از بزرگ‌ترین تولیدات علمی عصر حاضر آن هم از نوع علم اسلامی به دست یکی از اولیای الهی است که مانند طبقهٔ متوسط عصر خود زندگی کرد و از تمامی دنیایی که در اختیار گرفت برای خود و فرزندان خویش اندوخته‌ای نداشت و به بازی‌های دنیایی گرفتار نشد. ایشان غصهٔ رزق و روزی خود و فرزندانشان را هم نداشتند.

برای رزق و روزی باید چاره‌جویی از نوع تولیدی داشت نه آن که بر سفرهٔ دیگران نشست آن هم با سالوس و فریب، هم‌چون روبهی پر حیلت برای قاپیدن قالبی پنیر از زاغک. رزق را باید با تلاش به دست آورد و این رزق شیرین و گواراست نه رزق کسی که زنجیر به دست و غل به پای خویش می‌گذارد. هر رشته‌ای باید برای خود تولید داشته باشد و رزق خود را از رشتهٔ متناسب با خود به دست آورد. اجتهاد، اختراع، اکتشاف، تخصص، تحقیق، علمیات از زمینه‌های تولید کار و علم است. دانشیان باید نبض روان‌شناسی مدرن که در آیات قرآن کریم نهفته است را به دست آورند و مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی را با آن حل کنند و از این طریق، روزی‌رسان خود و دیگران باشند. کسی که در پی علم می‌رود حاجتمند نمی‌شود؛ زیرا عالم حقیقی بسان دریاست که روزی افراد بی‌شماری را با ماهی‌ها و گوهرهای علمی باطن خویش می‌دهد بدون آن که نیازمند دیگران شود. تکفل خداوند نسبت به اهل علم این گونه است، وگرنه نان گدایی که از دست دیگران باشد گوارا و طیب نیست. باید سیری انسانی، سالم و مقدس داشت و به تکدی از این دست و آن دست به بهانهٔ حسن ظن به خداوند رو نیاورد. قرآن کریم می‌فرماید کسی که تقوا داشته باشد، خروجی می‌یابد. چنین کسی دست‌کم صاحب الهام و یقین است و علم از دل او می‌جوشد و قدرت تولید باطنی علم در تمامی زمینه‌های علوم انسانی دارد و چنان قوی و توانمند است که در تخصص‌هایی که دارد مورد رجوع دیگران قرار می‌گیرد. او در این تلاش باطنی گاه پاسخ‌هایی را می‌یابد که خود نیز گمان آن را نمی‌برده و این است معنای: «وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لاَ یحْتَسِبُ». رزقی «مِنْ حَیثُ لاَ یحْتَسِبُ»است که بسیار عالی، بلند و غیر عادی باشد و رزق‌های معمول طبیعی قابل احتساب است. قرآن کریم بهترین منبع برای تولید علم در تمامی دانش‌های انسانی و تجربی است، ولی نیاز به تحقیق دارد و این صاحبان دل و اندیشه هستند که می‌توانند به دانش‌هایی که گمان نمی‌برند راه یابند، اگر شرایط آن را که همان تقواست داشته باشند. امروز، نیازهای علمی بیش‌تر وزارت‌خانه‌های ایران باید توسط عالمان دینی و کارشناسان مذهبی تأمین شود، ولی هم‌اکنون چنین نقشی نمود ندارد.

1- طلاق / 2 ـ 3.

برگرفته از کتاب سیر سرخ