چنان‌چه اکسیر عفاف و کفاف ـ با فراهم آوردن امکانات رفاهی عمومی و بالا بردن توان خرید مردم و با نهادینه کردن فرهنگ کفاف و قناعت ـ وجود داشته باشد، نیاز به سخت‌گیری و جدا ساختن زنان و مردان از هم نیست و بدون آن، هرگونه جداسازی، فایدهٔ چندانی در بر ندارد. جداسازی زنان از مردان در محیط‌های عمومی با شرایط گفته شده، لازم نیست. جداسازی مردان از زنان در اتوبوس واحد، از این نمونه است. چارهٔ واقعی در این‌گونه امور، آن است که دولت چنان رفاه عمومی را گسترش دهد که هر انسانی با حفظ تشخص و جایگاه خود در صندلی اتوبوس بنشیند و کسی بر روی پا نایستد و یا از کثرت جمعیت بر هم فشار نیاورند و حرمت و کرامت آنان پاس داشته شود و این‌گونه است که عفاف عمومی شکل می‌پذیرد؛ در غیر این صورت، می‌شود زنی در شب احیا و داخل مسجد و از پشت پرده، مردی را به خود مشغول نماید. اگر عفاف باشد، زن و مرد می‌توانند در تاکسی کنار هم بنشینند و جهت اطمینان، حایلی بین خود بگذارند؛ ولی چنان‌چه جامعه بیمار باشد و نیازهای جنسی جوانان برآورده نشود و نکاح شرعی در جامعه کاهش یابد و فقر رو به ازدیاد گذارد و نرخ بیکاری بالا رود، حتی اگر زن و مرد در مسجد نیز از هم جدا شوند، باز از راهی دیگر به هم می‌رسند.

آن‌چه در این بحث مهم است، رعایت حریم‌هایی است که شریعت قرار داده است. حریم‌بندی شریعت و حکایت محرم و نامحرم، هم‌چون قوانین راهنمایی و رانندگی است که رعایت آن، موجب عدم ترافیک یا تصادف می‌شود و حرمت‌ها و حریم‌ها ارزش خود را بازمی‌یابد.

امروزه در کشورهای آزاد، چون بحث محرم و نامحرم کنار گذاشته شده است، سگ‌ها ارزش بیش‌تری پیدا کرده‌اند و در این زمینه، گران‌تر از زنان یا مردان شده‌اند؛ زیرا دست‌کم دارای پشم و پوششی می‌باشند، ولی به‌ویژه زنان آنان پوششی ندارند؛ از این رو، از سکه و مزه افتاده‌اند و جلا و صفایی ندارند. آن افراط کجا و این تفریط شرقی‌ها کجا که نسبت به آرام‌ترین صدای زن نیز حساسیت دارند و هم برای خود و هم برای آنان مشکلات روانی بسیاری را سبب شده‌اند. هردو رویکرد شرق و غرب به زن، سلامت هر دو جنس و نیز جامعه را از بین برده است.

امروزه در برخی از مناطق آزاد، مرد با مرد به طور رسمی ازدواج می‌کند. آنان بر آن هستند تا ازدواج با هم‌جنس و همجنس‌گرایی را در دنیا رسمیت دهند. همهٔ این آسیب‌ها از رعایت نکردن حریم‌ها به وجود می‌آید؛ چرا که مردانی که حریم زنان را پاس نمی‌دارند و همواره با نگاه یا غیر نگاه به آنان تجاوز می‌کنند، دیگر از زنان لذتی نمی‌برند و زن برای آنان خوشایند نیست؛ از این رو به ازدواج با همجنس رو می‌آورند. در مشرق زمین نیز بر اثر محدودیت‌ها، جنس زن برای برخی چنان شهوت‌انگیز شده است که با شنیدن «ز» زنبوری، به یاد زن می‌افتند. هردو روش یاد شده، افراط و تفریط و دوری از میانه‌روی و اعتدال و خروج از هماهنگی با روحیهٔ آدمی است. مشی اسلام با هردو گونه رفتار مذکور، مخالف است و هیچ‌یک از این‌دو طریق را نمی‌پذیرد و حیا و عفاف را پیشنهاد می‌دهد؛ بدون آن که نیاز باشد زنان این طرف و مردان آن طرف قرار داده شوند. گرچه زن و مرد از سویی با هم تفاوت دارند و باید حریم‌ها و ارزش یک‌دیگر را پاس بدارند و پوشش، محرم و نامحرم و لزوم دوری از معصیت در روابط اجتماعی زن و مرد، حقیقتی انکارناپذیر است، اما این حقیقت نباید عاملی حساسیت برانگیز شود، به گونه‌ای که به سیاست تفکیک رو آورده شود یا همانند غربیان، سبب بی‌حسی گردد، که هردو امر مذکور، گمراهی است.

به‌جای جداسازی زنان از مردان و ایجاد حساسیت بیش‌تر در اتوبوس‌ها یا ضریح‌های مقدس، باید خود و نگاه جامعه را تغییر دهیم تا نه مجبور باشیم دایم بر جداسازی زنان و مردان و گاه جداسازی شوهران از همسر خود یا پدر از دختران خود دچار گردیم و نه توفیق طواف عتبات را ـ که در دوری کامل انجام می‌شود ـ از مردم سلب کنیم. طوافی که اگر برگرد ضریح امام رضا علیه‌السلام انجام شود، مطابق با چند هزار حج اکبر است. جامعهٔ امروز، از فیض بزرگ طواف کامل محروم شده‌اند و افزون بر زیارت امامان علیهم‌السلام ، زیارت امام‌زاده‌ها نیز به این آفت دچار گردیده است و اگر کار در دست ما بود، شاید زنان و مردان را در خانهٔ خدا نیز جدا می‌کردیم تا زن و مرد اختلاطی نداشته باشند؛ در حالی که با طراحی درستِ عتبات عالیات و حرم‌ها، می‌توان این مهم را به انجام رساند. البته طواف کامل را می‌توان اطراف حرم در دوری کامل انجام داد تا از این فیض بهره‌مند شد. حساسیت‌هایی که گاه در حرم‌های مطهر دیده می‌شود هیچ‌یک دینی نیست؛ بلکه مزاجی و قومی است و به خاطر شرایط زیست‌محیطی، بر زنان تحمیل شده است و کسانی که آن را تشویق می‌کنند، حساسیت به جنسیت را گسترش می‌دهند. البته حرم‌های قدسی حضرات معصومین علیهم‌السلام و امامزادگان، با توجه به شرافت و قداست خود، پوشش متناسب با آن را می‌طلبد تا حرمت آن پاس داشته شود.

در جامعه نمی‌توان سیاست جداسازی زنان از مردان را عملی نمود و هر کس که در این فکر است، در خطاست؛ بلکه باید جامعه را سالم نمود و افراد آن را با عمل به آموزه‌های دینی، سیر کرد تا از پشت دیوار، به کسی نگاه نکنند و در او طمع نورزند. در این زمینه باید علت‌نگری داشت ـ و نه معلول‌نگری ـ و با اِعمال درست این روند و پرهیز از اطفار و کردار مهیج است که این فرایند اصلاح می‌شود. اگر زن و مرد در جامعه فعال باشند و کار کنند، هیچ مشکلی برای هیچ‌یک از دو جنس پدید نمی‌آید و هردو جنس به هم به چشم انسان می‌نگرند، نه به چشم جنسیت، و این‌گونه است که می‌توان آزادمنشی را با تقوا جمع نمود.