از کودکی همواره این باور را داشتم که وارستگانی هم‌چون انبیای الهی و حضرات چهارده معصوم علیهم‌السلام و نیز نوابغی هم‌چون ابن سینا و عالمانی چون ملاصدرا افرادی ساده نبودند که بی‌دلیل بر خداوند پایداری داشته‌اند. حضرت امیرمومنان علیه‌السلام فردی عادی نیست و وقتی می‌فرماید من خدای نادیده را پرستش نمی‌کنم، فرمایش ایشان سند است؛ یعنی هم خداوند هست و هم قابل رویت می‌باشد و می‌شود آدمی به زیارت وی نایل گردد. از طرفی چنین سخنانی تنها موجب آزار ایشان گردیده است؛ اما ایشان همواره از حق سخن می‌گفتند و تا پای جان بر این گفته ماندند و همه سیزده معصوم علیهم‌السلام یا مسموم شدند یا شهید. با چنین وضعیت دشواری، اگر حضرت امیرمومنان علیه‌السلام می‌فرماید خدا هست، پس در حقیقت هست و به‌حتم، او خداوند را زیارت نموده است وگرنه محال است خود را این قدر اسیر چیزی نادیده نماید.