عالم دینی چون به میان مردم می‌رود، خود باید با صفا، مرحمت و پاکی خاصی برود و لازم است هم‌چون مرحوم امام باشد که مربی شایستهٔ همگان بود و همواره حرمت مردم را پاس می‌داشت و به مردم اعتراض نمی‌نمود؛ اما چون به خود می‌رسید، می‌گفت: «من دو رکعت نماز برای خدا نخوانده‌ام» و با این سخن نیز بر آن نبود تا شکسته نفسی داشته باشد؛ بلکه وقتی نماز حضرت امیرمؤمنان و امام سجاد علیهماالسلام را می‌دید، از نماز خود شرمنده می‌شد.
همین مرد الهی از مردم بسیار خشنود بود و آنان را تمجید می‌کرد، آن هم نه به سبب سیاست‌بازی، بلکه چون عارفی بزرگ بود، مردم را به‌درستی می‌دید و برای هر کسی در حد و اندازهٔ او سخن می‌گفت. مواعظ و نصایح ایشان زمینه‌هایی کلی داشت و نوع مواجههٔ ایشان با مردم، سبب می‌شد تا آنان جان و روح خود را در طَبَق اخلاص به ایشان هدیه نمایند. روش ایشان برآمده از فرهنگ دینی و از درونِ فقیهی حکیم و حکیمی عارف که انسان‌شناس و جامعه‌شناس بود، سرچشمه می‌گرفت. ایشان می‌دانست که اگر بخواهند همه را تبدیل به نمازگزاران درجه یک بسازند، بی‌نمازها بسیار می‌شوند.
امروزه اگرچه دسته‌ای از کارگزاران و متولیان دینی تا حدودی از مشی حضرت امام رحمه‌الله فاصله گرفته‌اند و دین‌مداری با اِعمال خشونت همراه شده است، اما می‌شود از مردم آمار گرفت و دریافت که آیا گزاردن نماز نسبت به سالیان پیش، بیش‌تر شده یا کاهش داشته است؟ آیا حُسن نیت‌ها، گذشت‌ها، ایثارها و منفی‌بافی‌ها کاهش یافته است یا افزایش چشمگیری را نشان می‌دهد؟
دوباره تأکید می‌شود که احکام عام نباید احکام حداقلی را نادیده بگیرد و نباید حکم به یکسانی همهٔ مردم در تمامی احکام الهی شود و بر اجرایی شدن آن نیز اعمال فشار گردد و پای خشونت به میان آید. پی‌آمد طرح و اجرایی شدن چنین اندیشه‌هایی، موجب ریزش مردم از دین‌مداری و انقلاب اسلامی و رویش طایفه‌ای ضد انقلاب می‌گردد، که شمار آنان نیز اندک نیست ـ به‌ویژه اگر نگاه کیفی به آنان و تخصص‌هایی که دارند، بشود ـ و نمی‌توان آنان را نادیده گرفت؛ اما در برابر، آزادی‌های معقول و آسان‌گیری مورد تأیید شریعت، تحکیم امنیت و نهادینه شدن ارزش‌های اخلاقی در فرد و اجتماع می‌شود.