اولیای محبوبی حضرات چهارده معصوم علیهم‌السلام می‌باشند که همهٔ وجود را سیر کرده‌اند، ولی دم نزده‌اند و محبان همانند حلاج‌ها و بایزیدها و ابوسعیدها هستند که به جای تبسم وقار عشق، نعرهٔ شوق آنان تاریخ عرفان را پر کرده است.

بایزید بسطامی از محبان اهل صفاست که با ملاقات امام جواد علیه‌السلام که در سن طفولیت بوده است، دل به آن حضرت می‌بازد.

کرامت حضرات چهارده معصوم علیهم‌السلام در اوج مظلومیت و غربت ایشان و به خاطر خلق بوده است نه آن که فشاری بر آنان وارد شده باشد و البته چاهی که دردهای علی علیه‌السلام را در خود پنهان دارد سنگینی داغی را می‌شنیده است که خلفای جور بر آن حضرت وارد آوردند نه آن که فشاری از درون داشته باشد.

 عارفان محبوبی همواره عقلانی و در ساختاری مدرسی و همه فهم سخن می‌گویند و در سخن گفتن، نخست همسایهٔ گفته‌خوان را می‌بینند و سپس به خانه و گفته‌پرداز توجه می‌کنند: «الجارّ ثمّ الدار». محبوبان از آن‌جا که واجد مقام جمعی و جمع میان حق و خلق هستند هم جانب حق تعالی و هم جانب خلق او را دارند و میان حق و خلق آمیختگی ایجاد نمی‌کنند و خودبین و جبه‌نگر نیستند تا «لیس فی جبّتی إلاّ اللّه» گویند و صدای جیلینگ جیلینگ پول خُرد معرفت در جیب نفس به راه اندازند.

آنان می‌توانند دست بر زمین بگذارند و خانه را در پیش چشم محبان بچرخانند، ولی کتمان دارند و مردمان آنان را به: «یأْکلُ الطَّعَامَ وَیمْشِی فِی الاْءَسْوَاقِ»(1)می‌شناسند و برای همین است که منزلت و قدر آنان ناشناخته مانده است و فضیلت خلق نوری و ولایت و نورانیت آنان پردهٔ پنهانی بر خود دارد.
برگرفته از کتاب سیر سرخ

مطالب دیگر