ترس برای افراد ضعیف است و منزل فرار تنها برای محبان پیش می‌آید و محبوبان آن را نمی‌یابند.
ولیّ محبوبی ازلی، ابدی و واصل، حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام است که به هیچ چیزی حتی به دشمن پشت نمی‌کند و فرار ندارد و برای همین است که می‌گویند زره آن حضرت پشت نداشته است.
اولیای کمّل از هیچ چیزی فرار نمی‌کنند. آنان معرفتی کامل دارند نه ناقص، و خود را در خطری که نخواهند آن را بپذیرند قرار نمی‌دهند، هم‌چنین خوف ندارند تا زمینهٔ فرار داشته باشند.

حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام چنان توانمند است که رخ به رخ حق تعالی قرار می‌گیرد و عرض می‌دارد: «مَا عَبَدْتُک خَوْفا مِنْ نَارِک وَلاَ طَمَعا فِی جَنَّتِک وَلَکنْ وَجَدْتُک أهْلاً لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُک»(1). قدرت و شجاعت حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام در این گزاره نهفته است نه در مواجهه با عمرو بن عبدودها و مرحب‌ها و از جای برکندن در خیبرها. بهشت و جهنم آخرین تیری است که حضرت حق در چلهٔ کمان گذاشته تا بندگان را با آن به سوی خود بخواند و امیرمؤمنان علیه‌السلام هر دو را به هیچ می‌گیرد و کاسه و کوزهٔ آن را با این عبارت به هم ریخته است. نه خوفی در وجود آن حضرت است و نه طمعی.
این طمع‌کار است که ترسوست. کسی که طمع را به کلی از خود بردارد هم طمع از غیر، هم طمع از خود و هم طمع از حق، دیگر خوف و هراسی ندارد تا نیاز به فرار داشته باشد.
  1.بحار الانوار، ج 67، ص 168.