دلِ کوچک است که دنیا را نازیبا یا زشت می‌بیند. ظاهر کمّی افراد و بزرگی ظاهری آن‌ها مانع از رویت و دیدن کوچکی دل آنان می‌شود و دل کوچک و تنگ در لابه‌لای این ظاهر بزرگ و بی‌مقدار، خود را پنهان می‌سازد؛ به‌طوری که نه دیگران، بلکه خود را نیز به باور خلاف واقع می‌اندازد و اگر نیز قدری عاقل باشد، به شک می‌افتد. اما کاری که می‌توان در مقابل آن داشت، این است که نباید دل بر این نم، دم و کم داشت؛ بلکه تنها باید دل بر ابد و حق‌تعالی داد و چشم بر او دوخت. هر کس و هر چیزی که دل به غیر ابد دهد، دچار حوادث شوم دنیا می‌شود و در پایان، خود را باخته و ناراضی می‌یابد. آنان که گِل را آباد می‌کنند، از کار دل غافلند و آنان که در پی آبادی دلند، گِل را تلاش ناسوتی خود می‌دانند و با آن‌که در آن غرق نمی‌شوند، خود را از آن دور نمی‌دارند.