با همهٔ مردم اعم از خانواده، فامیل، آشنا، همسایه اهل مسجد و دیگران باید رابطه‌ای دوستانه داشت و آنان را به جای خود گذارد و برای آنان دوست داشت آن‌چه را برای خود مورد پسند و خواهش قرار می‌دهیم.

انسان نیازمند محبت دیگران است و اسلام توصیه دارد به یک‌دیگر محبت نمایید. برای نمونه، آقا امیرمؤمنان علیه‌السلام وقتی که توسط ابن ملجم مضروب شدند و در بالین احتضار قرار گرفتند فرمودند تا کاسهٔ شیر را برای ابن ملجم ببرند و این‌گونه به وی محبت نمودند.

ابن ملجم نیز انسان است و انسان به محبت نیاز دارد. درست است که وی مجرم است، اما آدمی که گرفتار شده و خود را در پایان خط می‌بیند یا شکست خورده یا بده‌کار است و طلب‌کاران وی طلب خود را می‌خواهند یا به غربت دچار شده، به محبت نیازمندتر است و دوست دارد، بلکه نیاز شدید دارد کسی به وی محبتی دور از ترحم و صادقانه داشته باشد و حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام این‌گونه به وی محبت می‌نمایند. از این رو، باید خود را به‌جای گرفتاران قرار داد و دید چه انتظاری از دیگران داریم، ما نیز با مردم همان‌گونه رفتار نماییم.

اگر گرفتار زندان یا بیمارستان شوی یا بده‌کار گردی دوست داری اطرافیان تو چگونه تو را دریابند، تو نیز مردم را همان‌گونه دریاب و دل آنان را به دست آر. اگر می‌خواستند طناب دار را به گردن شما آویزان نمایند شما چه حالی داشتی و در آن صورت چنان‌چه ولی دم از شما درگذرد و شما را حلال کند چه حالتی به انسان دست می‌دهد؟ تو نیز همین حال را با کسانی که بر تو خطا کرده‌اند داشته باش و آنان را ببخش و دل آنان را به دست آر یا از کسانی که بر آنان خطا کرده‌ای حلالیت و بخشش بخواه و ناراحتی‌هایی که بر دل آنان وارد کرده‌ای از آنان بزدا. اگر بده‌کاری از تو درخواست کمک نمود به شکرانهٔ توان‌گری خود و این‌که این گرفتاری به سراغ تو نیامده است از او دستگیر باش.

انسان هرچه برای خود می‌خواهد برای دیگران نیز بخواهد. انسان باید نسبت به دیگر هم‌نوعان خود دل‌نگرانی داشته باشد و او باشد که به سراغ افراد گرفتار برود نه آن‌که وی به انتظار بنشیند تا فردی که به مشکلی گرفتار آمده از او سراغ بگیرد. باید به دل خود مراجعه کرد و آن‌چه دل آدمی برای خود می‌خواهد را برای دیگران نیز بخواهد؛ چرا که دیگران نیز دل دارند و خواسته‌های نفسی و روحی آنان و دغدغه‌هایی که دارند و در چارچوب شریعت است محترم است و باید در رفع مشکلات آنان کوشید و گفت خداوندا، من می‌توانم یکی از این مشکلات را حل کنم و دل بنده‌ای را به دست آورم، بنده‌ای که دوست دارد به او محبت و احترام شود، پس من هم او را دوست و گرامی می‌دارم و این‌گونه به او احترام می‌گذارم و می‌دانم که تو در دل بندگانت هستی و به دست آوردن دل آنان، به دست آوردن توست.

باید دانست ما شیعیان ایرانی و به صورت کلی هر ایرانی که از خاک ولایت‌مدار ایران برخاسته است بسیار دل نازک می‌باشیم. اگر کسی دل ما را به دست آورد چنان‌چه سر ما را هم بشکند بر او خرده‌ای نمی‌گیریم اما چنان‌چه کسی دل ما را برنجاند، در صورتی که تاج پادشاهی بر سر ما قرار دهد به این راحتی از او راضی نمی‌شویم.

دل به دست آوردن برای ما ایرانیان بسیار مهم است. ایرانیان اهل دل هستند. آنان بسیار عاطفی می‌باشند و نجات آنان از بحران‌های سخت سیاسی و مشکلاتی که ابرقدرت‌ها برای آنان به‌وجود می‌آورند برای آن است که ایرانی محبت‌مدار با پیشامد بحران به چیزی جز کمک به هم‌وطن خود نمی‌اندیشد. دل ایرانیان همیشه تازه و همواره زنده است. آنان دلی چون آینه صاف و شفاف دارند و آنان هستند که می‌توانند بر روی دل خود بایستند و خواسته‌های نفسی آنان را نادیده بگیرند و به خواسته‌های دل دیگران توجه نمایند. آنان دل و جگر یک‌دیگر را نمی‌خورند بلکه دل و جگر به هم تعارف می‌کنند.

برای شناخت مردم و به دست آوردن جامعه‌شناسی مردم می توان به دل خود مراجعه کرد و آن‌چه خواستهٔ دل تو هست خواستهٔ دل آنان نیز هست. اگر می‌بیند چیزی برای او خوشامد است، خوشامد خود را با دیگران تقسیم نماید و آنان را میهمان شادی خود سازد. چنین نباشد که فن‌آوری‌های روز، ما را فردگرا، انزوایی و از هم بریده سازد. کسی که می‌تواند نماز غفیله را بخواند، آن را بلند بخواند تا دیگری که خواندن آن را نمی‌داند بتواند با وی همراه شود. شکوه صلوات بر محمد و آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز در جمعیت و همراهی است که خود را ظاهر می‌سازد.