ما طلبه که بودیم، کتاب «قانون» ابن‌سینا را درس می‌خواندیم.

متأسفانه چنین علومی دیگر در حوزه‌های علمیه تدریس نمی‌شود و حوزوی‌ها کم‌تر از فیزیولوژی بدن، بهداشت و بیماری‌ها اطلاعات دارند. یکی از اولین علومی که ما در حوزه علمیه با آن آشنا شدیم و آن را در محضر یکی از بزرگان درس خواندیم، علم رمل بوده و بعد از آن هم علم طب و روان‌شناسی بود. یادم است در آن زمان، من یازده ساله بودم و این درس را نزد بهترین استاد طب در کشور خواندم. وی به دکتر علفی معروف بود؛ زیرا از داروهای گیاهی فراوان استفاده می‌کرد. وی از کسانی است که من آنان را صاحب ملکه موهبتی قدسی می‌دانم و صاحب استخاره بود؛ یعنی می‌توانست با استخاره درد و درمان را تشخیص دهد. من دیگر از این‌گونه پزشکان مرتبط با عالم معنا سراغ ندارم. در رابطه با نحوه تعامل روحانیت با طبابت می‌توانم این مثال را بیاورم مادرم بیماری قندخون داشت و اگر قند خون ایشان افت می‌کرد، لازم بود انسولین تزریق شود. همین اواخر، مادرم بیمار شده بود و ما او را به بیمارستان انتقال دادیم. وضعیتی پیش آمده بود که نیاز به ترزیق انسولین داشت. پزشک یک بار تزریق را انجام داد. او اظهار ناامیدی کرد که تزریق انسولین جواب نمی‌دهد. من از پزشک خواستم باز هم به مادرم انسولین تزریق کند. دومی و سومی و چهارمی را. پزشک ابتدا مخالفت می‌کرد و به حرفم گوش نمی‌داد. می‌گفت من مسؤولیت دارم. من باز هم اصرار کردم. خلاصه این‌که در نهایت، چهار آمپول انسولین به مادرم تزریق شد. طبیبی جرأت چنین ریسکی را ندارد. اگر چهار آمپول انسولین به چنین بیمارانی تزریق بشود، تزریق‌کننده یک قاتل محسوب می‌شود. بعد از تزریق آمپول‌ها، مادرم از جا برخاست. پزشک می‌گفت انگار ندایی از درونم مرا بر آن داشت که حرف شما را عملی کنم و در آن لحظه، مهارت طبابت از دست من خارج شده بود. خلاصه این‌که مادرم از جا برخاست و گفت احساس گرسنگی می‌کنم. متأسفانه، این نحوه تعامل کار روحانیت با حوزه پزشکی از دست رفته است. برای ما، علوم تجربی از اولین علومی بود که با آن در نزد متخصصان برتر کشور آشنا شدیم. البته به سبک ارسطو که ارسطو این علم را علوم تمرینی خوانده است و سفارش کرده ابتدا این علوم آموزش داده بشود، سپس دانشجو به سراغ الهیات برود. افلاطون نظر دیگری دارد و سفارش می‌کند ابتدا الهیات خوانده بشود. من در نظام تعلیمی و آموزشی در این مورد با ارسطو موافق هستم و معتقدم درس دین و زندگی و علوم الهی باید بعد از علوم تجربی و طبیعی آموزش داده شود. من بعد از تحصیل این علوم، به سراغ فلسفه و شفای ابن‌سینا و اسفار ملاصدرا و مانند آن رفتم.