ذکرهای قساوتی

ذکرهایی که محصور در لفظ می‌ماند و صرف لقلقهٔ لسان می‌گردد، اگر رعایت تناسب آن با فرد نشود، قساوت می‌آورد. افراد آلوده به گناه که بر انجام گناه خود اصرار دارند و از آن‌ها توبه نمی‌کنند و در همان حال، ذکر نیز می‌گویند، به قساوت دل دچار می‌شوند. کسی که از گناه خود توبه نکرده و ذکر می‌گوید، ذکر وی قساوتی و خطرناک است. ذکرهای قساوتی، بدترین نوع ذکر است که فرد با آن‌که ذکر می‌گوید، بر قساوت خود می‌افزاید و ذکر، علت قساوت قلب می‌شود. همان‌طور که نماز ـ که ذکر خاص است ـ فرد را از بدی‌ها باز می‌دارد، در برابر، بدی‌ها و گناهان نیز مانع از آوردن نماز و ذکر حقیقی می‌شود. حقیقت نماز و ذکر، معراج نمازگزار و ذکرپرداز است؛ اما نماز و ذکرِ هر فردی، فعل وی و معلول اوست و حیطهٔ ظهور و بروز آن از حیطهٔ فاعل آن ضعیف‌تر می‌باشد.

1- رعد / 28.

(145)

بر این پایه، نماز و ذکر فرد گناه‌کار، دارای ظهوری آلوده می‌باشد و آلودگی، توان و قدرت چندانی برای آن باقی نمی‌گذارد تا سبب عروج مؤمن گردد؛ بلکه به عکس، به سبب آلودگی فاعل آن و سرایت آلودگی به این فعل، وی را سنگین‌بار می‌سازد و مانع بر شدن او می‌گردد. از سوی دیگر، آلودگی در فردی که اصرار بر گناه دارد، نمودی شدیدتر و قوی‌تر از ذکر ضعیف وی دارد.

برای ذکر باید صفای باطن داشت تا سبکبار گردید. ذکر کسی بردهنده است که در دل خویش مهر و محبت به پدیده‌های الهی و خداوند داشته باشد. فردی که دل وی به قساوت گرفتار است، و در مسارعه و مسابقهٔ خوبی‌ها و بدی‌ها، مغلوب بدی‌هاست، در خود درگیر می‌گردد. انسان درگیر با خود، با دیگر پدیده‌ها نیز درگیر می‌شود؛ خواه آن پدیده‌ها از حیوانات باشند یا از فرشتگان. قساوت دل وی او را به درگیری‌هایی می‌کشاند که نمونهٔ آن، حتی در میان حیوانات وحشی یافت نمی‌شود. فرد درگیر با خود و دیگر پدیده‌ها ثبات قدم ندارد و هر روزی به طرفی می‌رود و به سویی میل می‌یابد. او به بیماری می‌ماند که فشار وی در نوسان‌های شدید است.

ذکرهای قساوتی، باطن فرد را تخریب می‌سازد و او را به بدترین بدی‌ها مبتلا می‌سازد. این ذکرها، فرد را به محیط‌های گناه می‌کشاند و او را گناه‌کاری حرفه‌ای می‌کند. وی در یک گناه، بی‌شمار گناه مرتکب می‌شود که خدعه و خیانت و دروغ، نقد رایج آن است. وی به ظاهر

(146)

مسلمان است، اما کارهایی انجام می‌دهد که زنان و مردان کافر، مرتکب آن‌ها نمی‌شوند. او نجابت خود را از دست می‌دهد و به گرداب حرمانی عمیق گرفتار می‌شود. کسی که ذکر قساوتی دارد، در ظاهر، نماز می‌گزارد، دعا می‌خواند و ذکر می‌گوید و هیأت مسلمانی او فریبنده و چهرهٔ زهدگرای او خیره‌کننده است؛ ولی در باطن، جلادی است که برای آلودگی‌های خود فلسفه می‌آورد و از اعتماد به نفس خویش در ارتکاب جنایت‌های خود، ذره‌ای نمی‌کاهد؛ گویی خداوند به او امر نموده که چنین کند. او مصداق «ربَّ تال القرآن و القرآن یلعنه»(1) می‌باشد.

ذکر، مانند قرآن کریم، دارای حقیقت است و باطن فرد و حقیقت او را لحاظ می‌کند و بر پایهٔ آن، با وی مواجه می‌شود. فردی که ذکر قساوتی دارد، ملعون مذکور آن ذکر می‌گردد. ذکرهای قساوتی، همانند سم است. سم با آن‌که در دایرهٔ داروها جای می‌گیرد، ولی استفادهٔ نادانسته و نابه‌جا از آن، خطر مرگ را در پی دارد. وجود همین ذکرها استفاده از متخصص ذکردرمانی و دوری از خودذکری را لازم می‌سازد.

باید توجه داشت قسی‌ترین افراد و شقی‌ترین آن‌ها در میان مسلمان‌ها می‌باشند. ابن‌ملجم مرادی، نمونه‌ای از شقی‌ترینِ اهل شقاوت می‌باشد. وی اهل ذکر و نافله بوده است؛ اما چنان بی‌رحم، خشن و قسی‌القلب می‌گردد که شمشیر آغشته به زهر بر فرق امیرمؤمنان علیه‌السلام فرود می‌آورد.

1-بحارالانوار، ج 89، ص 184.

(147)

وی به سبب همین نمازها، ذکرها و دعاهایی که داشته، چنین خشن شده است. البته این ادعایی است که باید آن را در آزمایشگاه ثابت کرد و تأثیر ذکر و عبادت نابه‌جا بر برخی مسلمانان را که در نطفه مشکل دارند، به دست آورد. اگر کسی بدون مربی و بدون ولایت از عبادات و ذکرهای اسلامی ـ اذکار آیات و روایات ـ استفاده کند، عبادات و ذکرهای وی قساوتی می‌گردد. دین‌هایی همانند مسیحیت که از ذکرهای متعالی بی‌بهره است و کورهٔ آن چندان حرارتی ندارد، چنین پدیده‌هایی نمی‌پروراند. کسانی که از ذکرهای لفظی با گرفتن تسبیحی به دست، ناشیانه استفاده می‌کنند، در معرض چنین خطری می‌باشند و ممکن است ذکر نابه‌جا، آنان را به چنین حرمان‌هایی مبتلا سازد. ابن‌ملجم مَدهای «والضالین» را به لهجهٔ عربی خود می‌کشیده است، اما نمازِ (ذکر خاص) لفظی وی، قلب او را سیاه کرده است که در بند قطام می‌آید. کسی که بخواهد در ظواهر و الفاظ ـ آن هم بدون مربی و بدون صاحب ولایت ـ بماند و اندازهٔ خود را نشناسد، خبیث خبیثان می‌شود؛ گویی در یک قابلمه، کاسه‌ای نمک می‌ریزد. استفاده از ذکر، حتی در مرتبهٔ اذکار لفظی آن، یک علم و یک تخصص است. این فراورده، زمانمند و دارای تاریخ است و اگر از دفترچهٔ راهنمای آن استفاده نشود، دل انسان را خراب می‌کند.