ملازم ذکر

ذکرپرداز در هر یک از ذکرهای درست خود، ممکن است با کسی

(253)

همراه شود و ملازم او گردد. وی در ذکری که دارد، هم‌نَفَس می‌یابد و یا خود با کسی هم‌نفس می‌شود و یا دیگری با او همراه و هم‌نفس می‌شود. ذکرپرداز می‌تواند خود را با فرشتگان الهی دمساز کند و تسبیح خود را به قصد انس با آنان بیاورد. کسی نیز می‌تواند تسبیحی بیاورد با صفتی خاص تا به دل پدیده‌های هستی برود و با عالم و آدم عشق کند و در دل دریای هستی با همراهی تمامی پدیده‌ها شنا کند. همراه شدن با حق‌تعالی یا تمامی پدیده‌ها یا یک پدیدهٔ خاص، از اوصاف ذکر است. ملازم ذکر، نحوه و شتاب حرکت را مشخص می‌کند؛ وگرنه بدون آن، پیمودن مسیری بسیار طولانی با پای پیاده و بدون امکانات لازم می‌باشد که تلاش و انرژی وافری از رونده می‌گیرد، بدون آن‌که بازدهی داشته باشد. کسی‌که می‌خواهد خود را با فرشتگان همراه سازد، نیاز به قدرت استجماعی دارد که به وی توان تنظیم سرعت خود با آنان را بدهد و حرکت خویش را، که تابعی از حرکت تمامی پدیده‌های هستی است، به شتابِ حرکت فرشتگان مقصود و مقصد برساند.

خلوت و تاریکی آسمان، در انتخاب و یافت ملازم ذکر، دخالت آشکار و مؤثر دارد و همسفر ذکر و پرندهٔ معنوی را که وی بر آن سوار می‌شود، تعیین می‌کند.

اولیای خدا با کم‌ترین اراده‌ای صدای تسبیح پدیده‌ها و ذکر آنان را می‌شنوند. این پدیده‌ها حتی اگر در دل اقیانوس‌ها باشند، اولیای الهی به‌راحتی می‌توانند با آنان همراه گردند، بلکه همه را در پی خود به حرکت

(254)

وادارند؛ چنان‌که امیرمؤمنان علیه‌السلام به هنگام مرگِ هر پدیده‌ای، بر بالین وی حاضر می‌شود و با او همراه می‌گردد و آنان نیز در هر جای عالَم که باشند، به زیارت حضرت می‌رسند و او را می‌بینند. مرگ و مردن، معرفت انسان‌ها را این‌قدر بالا می‌برد که هرکسی امام به‌حق خود را می‌بیند و می‌شناسد. ذکرهای سلوکی نیز معرفت‌زاست و هم پدیده‌ها را با ذکرپرداز همراه می‌کند و هم ذکرپرداز را با پدیده‌ها محشور و قرین می‌سازد. در این حالت، ذکرپرداز همانند افراد موج‌سوار می‌باشند که به جای هماهنگی با دریا، دریا را با خود هماهنگ می‌سازند. موج‌سواران، موج‌های عظیم و بلندی را که به کوه‌ها می‌مانند و بسیار بی‌رحم می‌باشند و به اندک زمانی فرد را خفه می‌کنند، در دل دریاها با خود همراه می‌سازند. ذکرپردازان حرفه‌ای نیز ذکرسواری دارند و با آوردن ذکرهای مخصوص، قدرت خویش را به دریای قدرت پدیده‌های غیبی یا حق‌تعالی متصل می‌گردانند. اولیای محبوبی حق‌تعالی که شب‌ها را زنده می‌دارند، صفت هر ذکر و ملازم و همراه آن را در شب، به تجربه می‌یابند.

ذکر اگر به صورت آگاهانه با صفت آن آورده شود و صفت پیدا کند، پدیده‌های هستی را به تناسب بلندایی که دارد، در پی خود می‌کشاند و آنان را به دنبال خود به راه می‌اندازد و ملازم خویش می‌گرداند. اولیای خدا که در دل شب، با ذکر حرکت و سیر دارند، زمین و آسمان‌ها در پی ذکر آنان حرکت می‌کنند. حرکت خورشید و ماه در پی ذکر آنان می‌باشد و آنان این‌گونه است که رد خورشید و شکافت قمر دارند؛ به این معنا که

(255)

حقیقت حرکت آنان را بر مدار و محور خود می‌گیرند. ولی الهی در این حالت، امام پدیده‌ها می‌باشد و او خود را امام و جلودار آنان می‌شناسد. فرشتگان و اجنّه، ذکر اولیای الهی را خوراک جان خود قرار می‌دهند. اجنّه همان‌طور که از طلا استفاده می‌کنند و آن را خوراک جان خود قرار می‌دهند، ذکر مؤمنی رزق و خوراک یکی از آنان می‌گردد؛ بدون آن‌که تمام شود. این کار مانند نگاه به میوه قبل از خوردن آن است که میوه را رزق جان می‌سازد، بدون آن‌که از فیزیک آن کاسته شود.