دخالت وهم و خیال در ذکر مبتدیان

باید نتیجه و پی‌آمد ذکر را به دقت محاسبه کرد و واردات ذهنی و خطورات قلبی را رصد کرد و به صداها و نداها التفات داشت. در این مسیر، قوهٔ وهم و سپس خیال، دخالت بسیار دارد. برای فهم دخالت وهم و خیال، باید به مسیر رودخانه‌ای مثال زد که خشک شده و انواع آشغال‌ها را در خود دارد و اگر باران ببارد و آب در آن به جریان افتد، نخست انبوهی از آشغال‌ها را با خود می‌آورد. ذکرپرداز نیز با مداومت بر ذکری که دارد، نخست به خیال می‌افتد. در این هنگام، جریان آب ذکر، آشغال‌های جدول ذهنی وی را به حرکت وامی‌دارد و با لایروبی ذهن، آن را رفته‌رفته پاکسازی می‌کند. مبتدیانی که مشغول ذکر می‌شوند، ذهن آنان دچار فرکانس‌هایی می‌شود که افکار آلوده و بدی را به آنان القا می‌کند. فرد در این مرحله، دچار خیال‌پردازی می‌شود. برخی از افراد، به سبب شدت آلودگی‌های ذهنی و با آگاهی بر آن‌ها ممکن است دچار یأس و بیماری شوند که اگر مربی کارآزموده‌ای داشته باشند، آنان را از این خیالات عبور می‌دهد و به صفای ذهن می‌رساند. با صافی شدن ذهن از موهومات و خیالات، قدرت گیرندگی آن بالا می‌رود و می‌تواند صداهای غیبی را رصد کند و آن را بشنود. اگر ذکرپرداز در این مرحله، شدت و قوت یابد، صدای تسبیح و «سبّوح قدّوس» را هم از دل خود و هم از آسمان و زمین می‌شنود.

(249)