اختلال نیروهای شیطانی در ذکر

ذکر در صورتی خاصیت دارد که بر طول موج صوتی خود آورده شود و این طول موج تا وصول به مقصد، دچار پارازیت صوتی و دَمی نگردد. طول موج هر ذکر و فرکانس آن با حفظ صفات ذکر، محقق می‌شود؛ اما نیروهای شیطانی و آنان‌که دارای خباثت نفس و قدرت‌های نفسانی می‌باشند، می‌توانند بر روی طول موج ذکر و فرکانس آن تأثیر بگذارند و آن را دچار پارازیت سازند و ذکر را از هدفی که دارد، بازدارند و از خاصیت‌بخشی آن مانع شوند. بنابراین، درست است که ذکرپرداز تمامی شرایط ذکرگویی را رعایت کرده و نان حلال مصرف نموده و خلوت و تاریکی و آسمان شب را پاس داشته و ذکر را بر مدار وصف آن آورده و رعایت تناسب ذکر با خود را داشته است؛ اما ذکر وی باید امنیت کافی برای وصول به مقصد را داشته باشد تا در طول مسیر صوتی خود (اعم از

(246)

صوت لفظی یا قلبی باطنی) توسط شیاطین معاند دچار اختلال و پارازیت نگردد. باید توجه داشت اشرار اجنه، بسیار شرور می‌باشند. آنان اگر منطقه‌ای برای نفوذ و خراب‌کاری بیابند، به آن‌جا هجوم می‌آورند و برای نمونه، ذکرهای مؤمنان را با دمیدن دم خبیث خود بر آن، فاسد می‌کنند. البته مؤمنان اگر کاستی نفسانی نداشته باشند، از ناحیهٔ فرشتگانِ همپا مواظبت می‌شوند. اما دمیدن در ذکرها توسط نیروهای خبیث و شرارت‌گر، واقعیتی است. انسان عادی با دمیدن تنها در حدود یک متری خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما خبیث‌هایی که صاحب دم خُبث‌آلود می‌باشند، به حسب اقتداری که دارند، شعاع وسیعی می‌یابند و گاه یکی از آنان می‌تواند از این نقطهٔ شهر، در ذکر فردی که در نقطهٔ دیگری است، با فوتی بدمد و آن را فاسد سازد. داشتن استغفار، حرز و مددگیری از فرشتگان و توجه به حق‌تعالی، برای در امان ماندن از چنین نیروهای تخریب‌گری کارآمد است. فرشتگان فراوانی، وظیفهٔ حراست و نگاهبانی از بندگان خدا را در برابر نیروهای شر و شرارت‌آمیز بر عهده دارند. البته تنها برخی متوجه می‌شوند ذکر یا نماز آنان مورد هجوم این نیروها قرار گرفته است. سورهٔ فلق، نحوهٔ این استعاذه را آموزش می‌دهد. این استعاذه به حق‌تعالی سبب می‌شود فرشتگان همپا پناه‌برنده را تا زمانی‌که به غفلت و معصیت و ظلم نگراییده است، محافظت کنند.

شیطان می‌تواند به انسانی که ذکر ندارد ورود یابد و او را از انجام کاری غافل سازد و وی را به فراموشی یا پریشانی مبتلا کند. شیطان این توان را

(247)

دارد که ذهن را به توهّمات آلوده کند و یا زمینه‌های ارتکاب عصیان را در او پدید آورد. درست است شیاطین تصرف مستقیم در انسان ندارند و چنین نیست که خود گناهی را به دست انسان جاری سازند، ولی می‌توانند حرکاتی داشته باشند که برای انسان غفلت‌آور و معصیت‌زا باشد؛ چنان‌که در آیهٔ شریفهٔ زیر آمده است.

«قَالَ أَرَأَیتَ إِذْ أَوَینَا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِیهُ إِلاَّ الشَّیطَانُ أَنْ أَذْکرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَبا»(1).

گفت دیدی وقتی به سوی آن صخره پناه جستیم، من ماهی را فراموش کردم و جز شیطان (کسی) آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم و به طور عجیبی راه خود را در دریا پیش گرفت.

این آیهٔ شریفه توجه می‌دهد که ذکر، دارای دو مرتبه و دو بار معنوی سبک و سنگین می‌باشد. در فراموشی از ذکرهای سنگین ـ که بیش‌تر برای مقربان خاص پیش می‌آید ـ شیطان دخالت دارد؛ زیرا آنان وظیفهٔ ذکرگویی خود را انجام می‌دهند، اما فراموشی ذکرهای سبک، برآمده از غفلت خود آدمی و برآمده از بازی‌های نفس می‌باشد.

در شریعت، داشتن تعویذ (اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم) برای ایمن ماندن از عناد و دشمنی شیطان، در ابتدای انجام هر کاری توصیه شده است. کسی‌که تعویذ ندارد، شیطان برای نفوذ در وی، با مانع و مزاحمی مواجه نمی‌شود.

1- کهف / 63.

(248)