(7)


چهره‌ای از آن زمان است که ظرف تحقق آن جان هستی و چهره‌ای دیگر که ظرف ثبات و بقای عینی آن است، ربوبیت دایمی را می‌طلبد و این گونه است که انسان می‌تواند به حیات و به زندگی گذشتهٔ خویش و دیگران بیندیشد و از خود آغاز کند و از چهره‌های ثابت، ظهورات گذرا را دنبال نماید و گذشتگان قافلهٔ تاریخ را همچون شخصیت خود در نظر آورد و مورد مخاطب قرار دهد و خود و جامعه را زنده ببیند و یأس را از خود دور سازد و بدون هیچ تکراری تازگی‌ها را دنبال نماید و همواره به تلاش و شور و شعور بیندیشد و فعالیت نماید.

یکی از مباحث مهم تاریخی که کم‌تر مورد مداقّهٔ فلسفی و علمی قرار گرفته است حادثهٔ سقیفه در مدینه و حوادث پی‌آمد آن است که نوشتهٔ حاضر با گذر از تأمّلات فلسفی بر تاریخ به تحلیل و بررسی این مهم به صورت گذرا و کوتاه

(8)


می‌پردازد.

وآخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین

(9)