برخی از خانواده‌های مذهبی گاه به سادگی از کنار این مهم می‌گذشتند و نگاهی تربیتی و نظارتی بر جوانان خود نداشتند یا دچار انحرافات اعتقادی بودند و فسادها را به برخی از عوامل غیبی و

(7)


قضا و قدر و سرنوشت مرتبط می‌دانستند.

نوشتار حاضر که محصول دههٔ چهل است و به‌گاه نوجوانی نگارنده برای برخی از بچه‌های مسجد نگاشته شده تا آنان آن را به صحنهٔ تئاتر و نمایش آورند، بر آن است تا از این طریق نکته‌های تربیتی لازم را به خانواده‌های ایمانی آموزش دهد و برخی از عقاید و باورهای آنان را تصحیح نماید و از این رو حال و هوای نوشته‌های آن دوره را دارد و اکنون به رسم یادگاری از آن دوران به چاپ می‌رسد.

وآخر دعوانا أن الحمد للّه ربّ العالمین.