تکرار تاریخ

 

 

 

لطافت باران

 

حضرت آیت‌الله محمدرضا نکونام (مد ظله العالی)


 

شناسنامه

سرشناسه: نکونام، محمدرضا، 1327 ـ

عنوان و نام پدیدآور: لطافت باران / محمدرضا نکونام.

مشخصات نشر: اسلام‌شهر: انتشارات صبح فردا، 1393.

مشخصات ظاهری: 88 ص؛ 5/9 × 19 س م.

شابک: 8 ـ 21 ـ 7347 ـ600 ـ 978

وضعیت فهرست‌نویسی: فیپا

موضوع: نکونام، محمدرضا، 1327 ـ .

تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم ـ ـ نقد و تفسیر

موضوع: قرآن ـ ـ تحریف

موضوع: قرآن ـ ـ دفاعیه‌ها و ردیه‌ها

رده‌بندی کنگره: 1393 308 ت 8 ن / 2 / 89BP

رده‌بندی دیویی: 159 / 297

شماره کتاب‌شناسی ملی: 3503094

ناشر: صبح فردا

نوبت چاپ: اول تاریخ چاپ: 1393

شمارگان: 3000 قیمت: 50000 ریال

مرکز پخش: قم ـ بلوار امین ـ کوچه 24

فرعی اول سمت چپ ـ پلاک 76

تلفن مرکز پخش: 78 15 90 32 025

www.nekoonam.com

www.nekounam.ir

ISBN: 978 - 600 - 7347 - 21 - 8

حق چاپ برای مؤلف محفوظ است

(4)


 

فهرست مطالب

پیش‌گفتار··· 7

ضرورت بحث از...··· 23

    تبیین موضوع بحث··· 31

    تفاوت میان تحریف و حجیت··· 39

    نظریه تحریف غیر مضر··· 48

    حجیت ذاتی قرآن کریم··· 53

    مثال نقصان غیر مضر··· 57

نظریه تحریف غیر مضرّ در کلام بزرگان··· 63

    امام خمینی قدس‌سره ··· 63

    شیخ انصاری رحمه‌الله ··· 66

    آخوند خراسانی رحمه‌الله ··· 69

    آقا ضیاء عراقی رحمه‌الله ··· 70

    علامه طباطبایی رحمه‌الله ··· 71

    آیت‌اللّه خویی رحمه‌الله ··· 76

ضرورت نشست‌ها و مناظره‌های علمی 86

(5)

(6)


 

پیش‌گفتار

این کتاب از ماجرایی می‌گوید که در میان سال‌های 86 تا 89 در دولت‌های نهم و دهم و پس از برگزاری یکی از اجلاس‌های سراسری علمای بلاد اتفاق افتاد. در این اجلاس، یکی از سخنرانان، ضمن انتقاد از چاپ کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» ـ که از تألیفات ماست و در دولت نهم مجوز نشر گرفته بود ـ به مخالفت کلی با آن پرداخت. در پی اعتراض وی، و پس از جلسه سران سه قوه در قم، گفته می‌شود شخص وزیر وقت فرهنگ و ارشاد، با استناد به این سخنرانی، دستور منعِ توزیع نزدیک به یکصد جلد از کتاب‌های انتشار یافته و منع تولید دیگر کتاب‌های تألیفی توسط ما را داد. در حقیقت، این کار با ممنوع القلم شدن ما تفاوتی نداشت؛ هرچند برخی در استفاده از این اصطلاح، استیحاش دارند و منکر آن می‌گردند.

(7)

کتاب حاضر، پاسخ‌هایی است به مانع‌سازی‌ها و شبهه‌افکنی‌هایی که نسبت به آن کتاب، صورت گرفت تا تصویری تماشایی باشد از هنرنمایی بارش بارانِ زندگی‌آور بهاری و لطافت طبع آن، که هم نوازشگر باغ است و هم گاه تازیانه رعد را با خود دارد.

در آن زمان از نشر و نیز چاپ کتاب‌هایی ممانعت شد که برخی از آن مانند کتاب هفت جلدی «فقه غنا و موسیقی» یا کتاب «تفسیر هدی» یا «حقوق نوبنیاد» به گواه آگاهان، در ردیف فاخرترین آثار علمی و دینی دوره حاضر و تاریخ علم است. نشر این کتاب‌ها و نزدیک به یکصد و پنجاه جلد کتاب دیگر، به دلیل محدودیت‌های گفته شده تا روی کارآمدن دولت یازدهم، به تعویق افتاد. البته دولت دهم، در سال 90 به این رویکرد خود پایان داد، ولی در مرحله اعطای مجوز، گاه یک فصل یک کتاب را حذف می‌کردند. کتاب حاضر، ضمن انتقاد از این مواجهه و مقابله انفعالی کارگزاران وقت، برخورد سخت و خشن یادشده با یکی از تولیدگران علم دینی را با فضای آزاد تولید علم و نظریه‌پردازی ناسازگار می‌داند. ما این کتاب را در

(8)

همان زمان نوشتیم تا در جهت رفع اختلاف و ایجاد الفت و پیوند روحانی مؤثر افتد؛ اما ممنوعیت‌های گفته‌شده، اجازه نشر آن را نداد.

نمایه کتاب‌هایی که انتشار آن به دلیل ممنوعیت‌های گفته‌شده به تعویق افتاد، چنین می‌باشد:

1 ـ حقوق نوبنیاد (2 جلد)؛

2 ـ جامعه‌شناسی عالمان دینی؛

3 ـ تاریخ تحلیلی موسیقی در اسلام؛

4 ـ منطق موسیقی؛

5 ـ فقه غنا و موسیقی (7 جلد)؛

6 ـ تفسیر هدی؛

7 ـ سیر سرخ؛

8 ـ محبوبان و محبان؛

9 ـ محبوب عشق؛

10 ـ چهره عشق؛

11 ـ اقتصاد حوزه‌های علمی و شهریه دانش‌پژوهان دینی؛

12 ـ دانش تفسیر، دانش تأویل؛

13 ـ حجره‌های معنوی؛

14 ـ زلال عرفان؛

(9)

15 ـ دولت منجی؛

16 ـ نمای رسالت؛

17 ـ فرهنگ شریعت و ناسوت طبیعت؛

18 ـ شمع زندگی؛

19 ـ دو میعادگاه عشق؛

20 ـ ساخت شعر؛

21 ـ الفهرس الحدیث للفقه الشیعی؛

22 ـ التعلیقات الفقهیة؛

23 ـ الرسائل التسع الفقهیة؛

24 ـ الرسائل السبع الاعتقادیة؛

25 ـ المباحث السنبوکیة فی الفنون الاصولیة؛

26 ـ یکتاپرستی؛

27 ـ سراب عرفان یا هبای منثور؛

28 ـ زن و زندگی؛

29 ـ یادنامه روحانیت؛

30 ـ پیدای پنهان؛

31 ـ درآمدی بر شناخت قرآن کریم؛

32 ـ امام حق؛ فاطمه علیهاالسلام ، امام عشق؛ حسین علیه‌السلام

33 ـ زنجیره برابری و سلسله ستمگری؛

34 ـ شب، خلوت و آذرخش سکوت؛

35 ـ دنیای جنیان و نیرنگ آدمیان؛

(10)

36 ـ چگونه زیستن، چگونه مردن؛

37 ـ اقتصاد سالم، اقتصاد بیمار؛

38 ـ زبان بدن؛

39 ـ فرهنگ عرفان؛

40 ـ کتاب دوستی؛

41 ـ گفتمان قرآن‌شناخت؛

42 ـ سرود محبان؛

43 ـ حکایت عشق؛

44 ـ آزادی در بند؛

45 ـ دانش‌اندوزی و خشونت‌ورزی؛

46 ـ زن؛ پردیس زیبایی و تربیت؛

47 ـ انقلاب اسلامی و جمهوری مسلمانان؛

48 ـ قواعد هفت‌گانه سلوک الهی؛

49 ـ زندگی، عشق یا قانون؛

50 ـ کوثر؛ نقطه هستی؛

51 ـ طلبگی و تعهد کاری؛

52 ـ شوکران عصیان؛

53 ـ علی علیه‌السلام ؛ ولایت مستصعب؛

54 ـ نوای اهل دل؛

55 ـ عنقای مهر؛

56 ـ فنای چهره؛

(11)

57 ـ هیمان عشق؛

58 ـ درد هجران؛

59 ـ زلف آشفته؛

60 ـ حیرت ذات؛

61 ـ قصه گیسو؛

62 ـ خم ابرو؛

63 ـ دیار پرگار؛

64 ـ صبح نمود؛

65 ـ تیغ تقدیر؛

66 ـ گرداب توهم؛

67 ـ نگین هستی؛

68 ـ تمثال حق؛

69 ـ صاحب سلونی؛

70 ـ شام غربت؛

71 ـ عطر ختام؛

72 ـ شمع جمع؛

73 ـ جولان خیال؛

74 ـ چشم امید؛

75 ـ چشمه لطف؛

76 ـ دل پرچاک؛

77 ـ رونق گل؛

(12)

78 ـ رقص شمشیر؛

79 ـ دامن دهر؛

80 ـ نور و سرور؛

81 ـ چشم نگاه؛

82 ـ لطف قرار؛

83 ـ طبیعت رام؛

84 ـ دیار بی‌نشان؛

85 ـ مکافات عشق؛

86 ـ ناز معشوق؛

87 ـ شاهد تنهایی؛

88 ـ یار یار؛

89 ـ دم دل؛

90 ـ شور شیدا؛

91 ـ مست و خمار؛

92 ـ صفای دل؛

93 ـ گنج بی‌مکان؛

94 ـ هوای یار؛

95 ـ محضر ذات؛

96 ـ چهره چهره؛

97 ـ عاشق چالاک؛

98 ـ دولت تنهایی؛

(13)

99 ـ طغیان هوس؛

100 ـ خیمه بقا؛

101 ـ صاحب‌خانه؛

102 ـ ظهور پاک؛

103 ـ طعمه طمع؛

104 ـ افتاده گیسو؛

105 ـ دف مرگ؛

106 ـ قد پندار؛

107 ـ کلبه‌ای در راه؛

108 ـ نرگس مست؛

109 ـ وحدت مستانه؛

110 ـ قرب غربت؛

111 ـ جنگ آب؛

112 ـ آتش قهر؛

113 ـ تمنای وصال؛

114 ـ هیاهو؛

115 ـ حریف معرکه؛

116 ـ کاشانه امید؛

117 ـ بلاپیشه؛

118 ـ میثاق؛

119 ـ سوز و ساز؛

(14)

120 ـ راز و ناز؛

121 ـ خون دل؛

122 ـ قرب یار؛

123 ـ نقد صافی؛

124 ـ دیوان ولایت؛

125 ـ پندهای رفتاری؛

126 ـ گزاره‌های انسان‌شناسی؛

127 ـ تدبیرهای‌سیاسی؛

128 ـ حکمت‌نامه فلسفه؛

129 ـ شگفتی‌های تن‌درستی و روح‌افزایی

130 ـ همسران و مدیران کارآمد؛

131 ـ تعامل نرم و دیجیتال؛

132 ـ کتاب خدا؛

133 ـ صفانوشت حوزویان؛

134 ـ آزاداندیشی حوزویان و استبداد طاغوتیان؛

135 ـ حج؛ ابراهیمی یا سازمانی؛

136 ـ دانش بسنده؛

137 ـ آیین خردورزی؛

138 ـ بشارت اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ؛

139 ـ پیامبر عشق؛ حسین علیه‌السلام ؛

140 ـ مرگ و زندگی در ابدیت؛

141 ـ خیمه سبز ظهور؛

(15)

142 ـ چشم‌انداز عالمان دینی؛

143 ـ پیام‌رسانی دینی؛

144 ـ سیمای طلبگی؛

145 ـ اصول و قواعد تبلیغ دینی؛

146 ـ اصولی چه می‌گوید؟

147 ـ اخباری چه می‌گوید؟

148 ـ خدا انکاری و اصول الحاد

149 ـ احکام نوین

150 ـ رساله توضیح المسائل (دو جلد)

151 ـ گزیده توضیح المسائل

152 ـ بلندای فقه شیعه (نه جلد)

153 ـ دانش استخاره (5 جلد)

154 ـ درآمدی بر دانش استخاره با قرآن کریم

155 ـ آیه آیه روشنی

156 ـ چشمه چشمه زندگی

157 ـ گذرها و گریزهای جامعه

158 ـ المسکة (2 جلد)

159 ـ دانش زندگی (2 جلد)

160 ـ کلیات دیوان نکو (9 ج)

161 ـ دیوان عشق و معرفت (3 ج)

و... .

(16)

افزون بر تعویق انتشار کتاب‌های گفته شده برای چند سال، برخی از دیگر پی‌آمدهای چند کلمه‌ای که در آن سخنرانی گفته شد، عبارت بود از:

1) حکم تعلیق ابتدایی انتشارات ظهور شفق، بدون تعیین مدت زمان معینی برای آن، افزون بر بلاتکلیفی در ارتباط فرهنگی این انتشارات با دیگر مراکز فرهنگی و انتشاراتی در آن زمان، بیش از دو میلیارد ریال خسارت به این انتشارات وارد آورد و سپس ابطال کلی آن.

2) اداره کل قم بعضی از اموال این انتشارات را به شکلی غیرموجه و با برخوردی ناشایست و بدون اطلاع دادن به این انتشارات، از برخی از مراکز مرتبط، توقیف و ضبط نمود.

3) توزیع نزدیک به یکصد جلد از کتاب‌های انتشار یافته ما غیر قانونی اعلام گردید؛ در حالی که این کتاب‌ها با مجوز دایمی از اداره کل فرهنگ و ارشاد قم در دولت نهم نشر یافته و پس از مراحل قانونی، به بازار فروش عرضه گردیده بود. نمایه کتاب‌هایی که انتشار یافته بود، اما از پخش و توزیع آن جلوگیری گردید، عبارت است از:

162 ـ زن؛ مظلوم همیشه تاریخ (چهار جلد)

(17)

163 ـ تحریر التحریر (سه جلد)

164 ـ حقیقة الشریعة فی فقه العروة (دو جلد)

165 ـ احکام پزشکی

166 ـ مناسک حج

167 ـ مقامات عارفان

168 ـ صحیفه عشق

169 ـ غیب، شب و بیداری

170 ـ اسلام؛ هویت همیشه زنده

171 ـ عصمت؛ موهبتی الهی

172 ـ فلسفه نوین

173 ـ مراتب ولایت

174 ـ عوالم مینا

175 ـ نغمه‌های عرفانی

176 ـ نسخه عرفان

177 ـ الگوهای اندیشه دینی

178 ـ سیر اندیشه

179 ـ اصول و قواعد تعبیر خواب

180 ـ اخباری و اصولی چه می‌گویند؟

181 ـ معاد جسمانی، حقیقتی دینی و فلسفی

182 ـ معاد جسمانی

183 ـ خلود دوزخ و آتش و عذاب جاوید

184 ـ انسان و جهان زندگی

(18)

185 ـ بایسته‌های دین پژوهی و معناشناسی دین

186 ـ مدینه فاضله یا جنگل مدرن

187 ـ نظام سلطه

188 ـ چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی

189 ـ آسیب‌های اجتماعی

190 ـ انقلاب اسلامی؛ چالش‌ها و طرح‌ها

191 ـ انقلاب فرهنگی

192 ـ حوزه؛ چالش‌ها و طرح‌ها

193 ـ نظرگاه‌های سیاسی

194 ـ روحانیت و رهبری

195 ـ برگی از آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی

196 ـ دردمندی و مشکلات اجتماعی

197 ـ عالمان دینی و ساده‌زیستی

198 ـ عرفان و مقامات

199 ـ حضور حاضر و غایب

200 ـ القواعد الفقهیة

201 ـ هدایت دینی

202 ـ دایره هستی

203 ـ بداهت معرفت خداوند

204 ـ خداپرستی و فطرت

205 ـ عارف و کمال

206 ـ چارچوب سیر کمالات

(19)

207 ـ خواب، شب و بیداری

208 ـ آموزش مقامات موسیقی ایرانی

209 ـ چارچوب نوین فقه شیعه

210 ـ نفیر عشق

211 ـ شیوه اجرای حدود

212 ـ نوشابه‌های الکلی

213 ـ سلطه سالاری مردان یا زنان

214 ـ کاوشی نو در معجزه و کرامت

215 ـ علمای راستین؛ رهروان پیامبران

216 ـ آیات الاحکام و فقه القرآن

217 ـ التمهید فی شرح قواعد التوحید

218 ـ قرآن کریم و زمینه‌های اقتصادی

219 ـ تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم

220 ـ فهرست موارد مذکر و مؤنث یا مرد و زن در قرآن کریم

221 ـ درآمدی بر شناخت قرآن کریم

222 ـ روش تفسیر از دیدگاه قرآن کریم

223 ـ پیشوایان راستین اسلام

224 ـ روش حضرات معصومین علیهم‌السلام و حرکت‌های انقلابی

225 ـ ضرورت معرفت به مقام نوری اهل بیت علیهم‌السلام

(20)

226 ـ کوثر؛ ناموس حضرت حق

227 ـ الفهرس الحدیث لآیات الأحکام

228 ـ الولایة و الحکومة

229 ـ الغناء و الرقص

230 ـ علم الأصول و علمائه الخمسة

231 ـ الجسم البسیط و انقساماته

232 ـ حاشیه علی القواعد و الفوائد

233 ـ خمس الرسائل السیاسیة

234 ـ أسباب التنزیل

235 ـ گفتگوهای صمیمی

236 ـ گفتگوهای اجتماعی

237 ـ پنج مقاله حِکمی

238 ـ درآمدی بر علم اصول، رجال و درایه

239 ـ تاریخ همیشه زنده

240 ـ رهبران شیعه در عصر غیبت

241 ـ خاطره؛ نقشی بر چهره ذهن

242 ـ آفرینش انسان و ماتریالیسم

243 ـ التعلیقة علی المکاسب المحرّمة

و ... .

آیا چنین برخوردهایی؛ به‌ویژه منع نشر آثاری که می‌تواند تحولی بنیادین در عرصه علوم اسلامی و انسانی ایجاد نماید و در خدمت مهندسی

(21)

فرهنگ شیعی و انقلاب اسلامی قرار گیرد، مناسب و در شأن متولیان و مسؤولان می‌باشد؟ مگر در تاریخ حوزه‌ها، چه تعداد از عالمان تولیدگر علم دینی؛ آن هم با چنین ابعاد گسترده‌ای وجود دارد که باید این‌گونه با آنان برخورد نمود و چنین از آنان استفاده کرد؟

البته شایسته است نقد و بررسی رجال دینی در حال زندگی و حیات آن‌ها در محیطی سالم انجام پذیرد تا راه‌گشای شخصی آنان باشد. و چه خوب است که هر عالم دینی، فضایی را آماده نماید تا هر کسی، هر نقدی را که به او دارد، به وی برساند تا تعاون فکری و فرهنگی تحقق پذیرد؛ چرا که چنین نقدهایی به نفع دیانت خواهد بود و راه‌گشای آینده عالمان دینی و مدیران و متولیان امور دینی قرار می‌گیرد. این در حالی است که اگر چنین کاری در حیات یا دست‌کم در ممات آن‌ها با انصاف کامل صورت نپذیرد و از اهمال‌کاری، بی‌انصافی، جسارت و جنایت نسبت به افراد شاخص خودداری نشود، زیان آن، ابتدا به جامعه و مردم می‌رسد ـ تا آن شخص ـ و سپس به دیانت و دین.

خدای را سپاس

(22)


 

ضرورت بحث از

تحریف‌ناپذیری قرآن‌کریم

هم‌اینک رسانه‌های دیجیتال، به‌ویژه پایگاه‌های فراوانی در تارنمای جهانی اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای بسیاری در قالب‌های گوناگون هنری، علیه قرآن کریم فعالیت دارند. یکی از عمده محورهای اشکالات و نقدهایی که آنان به قصد آسیب رساندن به این تنها کتاب هدایت آسمانی طرح می‌نمایند، مسأله «تحریف» است؛ از این رو، ضرورت دارد عالمان دینی بحث تحریف را به صورت واقع‌بینانه و با ارایه دلایل و مستندات محکم، تبیین نمایند تا راه برای شبهه‌افکنی در مسیرِ از حجیت انداختن قرآن کریم و زیر سؤال بردن اعجاز آن، برای همیشه مسدود گردد.

(23)

پایگاه‌های دشمن، با دامن زدن به بحث تحریف، اصل قرآن کریم را به چالش می‌کشانند؛ از این رو، بر عالمان حوزوی است که با پاسداشت آزاداندیشی و حریت، به این مباحث به صورت جدی بپردازند و پاسخ‌گوی شبهه‌افکنان باشند؛ نه آن که بخواهند صورت مسأله را پاک نمایند. البته این امر، ممکن است در ذهن برخی اتفاق بیفتد، اما کاربران بی‌شماری هستند که این مسأله را محفوظ می‌دارند و خواهان آن هستند که مسأله برای آنان به دور از تحکم و برخورد مستبدانه تبیین و حل گردد. بدیهی است که مغالطه بیان اصل ادعا و تکرار آن با تحکم، دلیل نمی‌آورد. مغالطه‌ای که این روزها، فراوان اتفاق می‌افتد.

به شهادت مستندات تاریخی، از آن‌جا که متصدی جمع قرآن کریم، افراد غیر معصوم و خلفای جور بوده‌اند، چنین نیست که قرآن کریم در طول زمان، درگیر مشکلاتی مانند اختلاف قراءات و تغییر حروف ـ که از آن به «اغلاط املایی» یاد می‌شود ـ نگردیده باشد. از این موارد تحریف که در

(24)

حقانیت، ملکوت و نورانیت قرآن کریم تأثیری ندارد، در کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» به «تحریف غیر مضر» یاد شده است و این کتاب به هیچ‌وجه چیزی فراتر از این نظریه نمی‌گوید.

وقوع تحریف غیر مضر یا همان نظریه «نقصان غیر مضر» در کلام بسیاری از فقیهان سترگ و اندیشمندان حوزوی آمده است و چنین نیست که مؤلف فرزانه و استاد گران‌قدر در دوره حاضر به تنهایی از آن سخن گفته باشند که نمونه‌هایی از آن در پایان این نوشتار آمده است. باید توجه داشت وقوع تحریف غیر مضر در قرآن کریم، بدان معناست که چنین تحریف‌هایی، قرآن کریم را از معجزه بودن کنار نمی‌نهد و این تنها کتاب آسمانی، هم‌چنان بر اعجاز خود باقی است.

ما در این جا لازم می‌بینیم برای تبیین ضرورت بحث از «تحریف‌ناپذیری قرآن کریم و حجیت آن» مثالی بیاوریم. فرض نمایید تاجر آبرومندی به دلیل داشتن چک برگشتی، توسط نیروی انتظامی

(25)

دستگیر و به زندان فرستاده می‌شود. در این میان، وی بدخواهانی دارد که خبر دستگیری وی را به سرعت در شهر پخش می‌نمایند و نیز به او تهمت دزدی یا جنایتی خلاف عفت می‌زنند و می‌گویند وی برای دزدی یا شراب‌خواری یا اعمال منافی عفت دستگیر و زندانی شده است. در این صورت، آیا نباید اطلاع‌رسانی شفاف داشت و برای حفظ حرمت مؤمنی آبرومند، به مردم گفته شود وی برای چک برگشتی است که زندانی شده است، نه به خاطر آن‌چه بدخواهان وی می‌گویند و در شهر شایع شده است.

مسأله تحریف قرآن کریم نیز این گونه است. درست است که تحریفات غیر مضر ـ مانند اختلاف قراءات و غلط‌های املایی و تغییر در اِعراب ـ به قرآن کریم راه یافته است، اما مسأله در همین حد است و این امور، سبب از دست رفتن اعجاز قرآن کریم و راهنما بودن آن به مسیر هدایت نمی‌شود؛ اما بدخواهان با در دست داشتن رسانه‌های دیجیتال و ماهواره‌ها، این مسأله را بزرگ‌نمایی

(26)

کرده‌اند و تحریف غیر مضر قرآن کریم را تحریف بسیار مُضِرّ معرفی می‌کنند. در این بستر و با درک چنین فضایی است که کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» نگاشته شده است تا اثبات نماید قرآن کریم هم‌چون کتاب‌های تحریفی تورات و انجیل نیست که هر از چند گاهی توسط عالمان یهود و مسیحیت به‌گونه‌ای با اختیارات نامحدود، ویرایش شده باشد که دیگر از اصل آن چیزی نمانده باشد؛ بلکه قرآن کریم بر اصل خود باقی مانده است و مشکلات جزیی ـ مانند این که آیه «بسم الله» جزو سوره‌های قرآن کریم است یا نه؟ و «مالک یوم الدین» قرائت صحیح است یا «ملک یوم الدین»؟، یا این که آیه‌ای باید در این جا باشد یا در جای دیگر؟ ـ ضرری به اصل قرآن کریم که نه آیه‌ای به آن افزوده شده و نه آیه‌ای از آن کاسته شده است، وارد نمی‌آورد.

متأسفانه برخی کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» را که در دفاع از قرآن کریم نگاشته شده است، اتهام تحریف مطلق زدند و علیه آن جنجال

(27)

آفریدند؛ بدون آن‌که بدانند محتوای این کتاب چیست و این کتاب، چگونه عالمانه از حریم قرآن کریم دفاع می‌نماید. بدیهی است هر عالم دینی که دغدغه دین داشته باشد این تیرهای مسموم را در راه خدا و در دفاع از قرآن کریم به جان می‌خرد تا بلکه تلاشی اندک در رهایی قرآن کریم از غبار مهجوریت و بدفهمی نموده باشد؛ چنان‌که «تفسیر هدی» تلاش علمی ما در این زمینه است و بهترین پاسخ را به این افراد می‌دهد.

آنان به جای نقد علمی، در چند جمله‌ای که داشته‌اند هم مغالطه «پهلوان پنبه» را ـ که وارد نمودن افراط در ادعای ارایه شده است ـ مرتکب شده‌اند و هم به جای نقد مدعای کتاب، به توهین و هتک حرمت رو آوردند که خود مغالطه‌ای دیگر است. عجیب این است که این مغالطه‌ها در حضور برخی اساتید و عالمان متنفذ مناطق مختلف کشور و بعضی از کارگزاران ارشد نظام اتفاق افتاده است. در آن سخنرانی گفته شده است:

«هفته‌ای بیش از 200 عنوان کتاب در قم تالیف می‌شود. با توجه به این رقم بالای تألیف کتاب در

(28)

قم، باید رسیدگی و نظارت بیش‌تری شود، و علاوه بر اداره ارشاد، دیگر نهادها، از جمله حوزه‌های علمیه هم لازم است وارد عمل شوند. عدم نظارت دقیق بر این موضوع باعث چاپ کتاب‌هایی از جمله «تحریف‌ناپذیری قرآن» شد که همه مطالب این کتاب تحریف قرآن بود که خوش‌بختانه این کتاب سریع جمع‌آوری شد. در این کتاب گفته شده که قرآن موجود، قرآن عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیست و ما دسترسی به آن قرآن نداریم. متأسفانه، مؤلف این کتاب یکی از مدرسین حوزه علمیه بود و بدتر از آن این بود که این شخص یک لقب آیت‌اللّه نیز به خود چسبانده است و این کتاب هم‌اکنون در گوشه و کنار کشور و دنیا پخش شده است.»

پیش از آن که در رابطه با محتوای کتاب مورد بحث بگوییم، بهتر است نکته‌ای را خاطرنشان شویم که این همه سخن، تنها برای انکار و نادیده گرفتن تلاش‌های علمی شخصی است که تمام شبانه‌روزِ چهل سال گذشته خود را وقف تدریس و تحقیق دانش‌های حوزوی و تألیف صدها جلد

(29)

کتاب نموده است. در این چهل سال، دروسی مانند دو دوره خارج اصول، خارج فقه به مدت 30 سال، تفسیر قرآن کریم، شرح مصباح‌الانس، شرح فصوص‌الحکم، تمهید القواعد، الاسفار الاربعه، خارج فلسفه، اسماءالحسنی، شرح منازل‌السائرین، فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق، حقوق اساسی، قواعد و اصول استخاره با قرآن کریم، عرفان محبوبان، طب و روان‌شناسی در تمامی روزهای هفته، حتی پنج‌شنبه و جمعه در حوزه علمی قم داشته‌ایم. درست است مطلب گفته شده ظلم بر ماست، اما بدتر آن که به بهانه دفاع از قرآن کریم، به کتابی علمی که در دفاع از قرآن کریم نگاشته شده است، حمله می‌شود و به جای نقد محتوا، شخصیت مؤلف آن مورد هجوم قرار می‌گیرد، حال پرسش ما این است که آیا چنین رویکردی، آن هم در حضور رجال علمی و سیاسی کشور، دفاع از قرآن کریم می‌باشد؟ و آیا قرآن کریم به چنین دفاع‌هایی راضی است یا نه؟ ما از چنین نقدهایی در کتاب «منطق موسیقی» سخن گفته‌ایم. هم‌چنین باید

(30)

پرسید اگر عالمی با بیش از دویست و پنجاه جلد کتاب که نام آنان گذشت و بیش از پانصد جلد کتاب دیگر که در دست آماده‌سازی برای نشر دارد و تمامی نیز تازه‌های علمی را در خود دارد و سِمت نوآوری آن به‌ویژه در زمینه تفسیر ـ که کتاب «تفسیر هدی» گویای آن است ـ برای جامعه علمی و اساتید فن شناخته‌شده است، عنوانی علمی را به خود چسبانده است، پس عنوان‌های علمی ـ آن هم در جامعه‌ای تخصص‌محور ـ برای کسی قابل اطلاق نمی‌باشد و امری مهمل می‌گردد.


 

تبیین موضوع بحث

در رابطه با کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» باید گفت این کتاب مسأله «تحریف‌ناپذیری قرآن کریم» را با رویکردی عقلی برمی‌رسد و بر آن است تا از ساحت قدسی قرآن کریم ـ که تنها کتاب آسمانی خداوند در دست بندگان و رشته‌ای اتصالی برای گفتار خداوند با آنان است ـ دفاع نماید و هویت ولایی و شیعی آن را پاس دارد. هدف این کتاب، تأکید بر این نکته است

(31)

که نباید به بهانه‌های سیاسی، شعار «حسبنا کتاب اللّه» ـ که در صدر اسلام از حلقومی زورمدار و عنصری استکباری درآمد ـ هویت ولایی این کتاب آسمانی را ـ که نمی‌تواند بدون تأیید معصوم حجیت داشته باشد و کاربردی گردد ـ نادیده گرفت. کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» در نمایاندن اهمیت و جایگاه قرآن کریم دربردارنده مطالبی است که کم‌تر در جای دیگر دیده می‌شود. این کتاب می‌نویسد:

«قرآن کریم ـ این ناموس حق و عهد الهی ـ تنها روش و منش درست اندیشه و عمل برای همه موجودات در همه عوالم هستی است و این شناسنامه موزون هستی، به عنوان هدف کامل در جهت شناخت معانی و حقایق، در سایه روشنگری‌های حضرات معصومین علیهم‌السلام بهترین مربی بشریت است. قرآن کریم، معجزه معقول و مستمرّ شریعت اسلام و رسول خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد و محدود به زمان و مکان خاصی نیست و شفای درد سینه‌های سوخته و صافی اهل حق در تمام زمان‌هاست... . این کتاب آسمانی و تحفه

(32)

الهی، آن‌چه را مورد نیاز بشر در همه زمان‌هاست، بیان داشته و اسرار آفرینش و رموز شناخت و شناسایی حضرت حق را در لابه‌لای پرده‌ها با ظرافت و لطف تمام بیان نموده است. در این‌که قرآن مجید بهترین طریق فهم حقایق است و در آن آگاهی‌های لازم و ضروری برای همه بندگان خدا وجود دارد، شکی نیست؛ چرا که سراسر آیات الهی، بیانگر این حقیقت است. بر همین اساس، قرائت و تدبّر و در محضر قرآن بودن، مورد سفارش خاص قرار گرفته و بهره‌گیری از معارف ناب آن مورد اهتمام اولیای معصومین علیهم‌السلام می‌باشد.»

ما قرآن کریم را شناسنامه عالم هستی و پدیده‌های حضرت حق می‌دانیم که با در دست داشتن آن و آگاهی بر همه جوانب آن، می‌توان یک یک پدیده‌های مادی و فرامادی ـ از ذره‌های ناسوتی تا شخص حضرت حق ـ را شناخت.

بعد از تبیین جایگاه قرآن کریم در شناخت هستی که آن را در «تفسیر هدی» بسط داده‌ایم، بحث از «تحریف» پیش می‌آید؛ بحثی که از

(33)

چالش‌های دین‌داری در عصر علمی آینده است، که نیازمند برپایی کرسی‌های نظریه‌پردازی با پشتوانه آزاداندیشی برای گذار از این بحران معرفتی است؛ از این روست که در این کتاب می‌گوییم:

«کسانی که این بحث را به عنوان رفع اتهام و یا با دید سیاسی و تبلیغاتی دنبال می‌کنند، نوشته‌های آنان ارزش علمی و تحقیقی ندارد و تنها جهت مسلکی و قومی یا سیاسی و تبلیغی در آن نقش دارد. این بحث، به کفر و ایمان ارتباطی ندارد و تنها موضوعی نظری و مسأله‌ای علمی و عقیدتی است که باید با احتیاط تمام و با اهتمام منطقی و جدّی، آن را دنبال نمود و در جهت چگونگی نتیجه، به هیچ فرد یا گروهی خاص، قول حمایت نداد تا این امر مهم، تحقیقی گردد؛ بدون آن که چوب و چماقی کشیده شود و تکفیر و تفسیقی به‌پا گردد.»

باید توجه داشت از مشکلات بحث تحریف و شبهه‌های آن نمی‌توان ساده‌انگارانه و با شعار یا تحکم گذشت، و باید در حل آن چاره‌جویی کرد و پاسخ مسأله را داد، نه آن که صورت مسأله را با

(34)

ادعایی که ذهن آگاهان، آن را بدون تحلیل و بررسی نمی‌تواند بپذیرد، پاک کرد. در آن کتاب گفته‌ایم:

«در جهت رد تحریف، نمی‌توان خود را با پاره‌ای از استحسانات ذهنی و امور عادی سرگرم نمود و پنداشت که با عنوان کردن این گونه امور، از تحریف، رفع مشکل می‌گردد.»

ما در توضیح نظریه خویش ـ که بر پیوند وثیق میان قرآن کریم و حضرات معصومین علیهم‌السلام استوار است ـ آورده‌ایم:

«اگرچه قرآن مجید، تنها کتاب کامل و جامع آسمانی است که در میان انسان‌ها باقی مانده است، اما هرگز از این بیان نورانی، انکاری نسبت به مشکلات قرآن به دست نمی‌آید و منافاتی با امر تأسّف‌بار تحریف ندارد و می‌توان گفت حجیت قرآن مجید، تنها از شیوه برخورد ائمه معصومین علیهم‌السلام و سفارش و تأیید و تکریم آن حضرات علیهم‌السلام نسبت به آن، فهمیده می‌شود و بدون عصمت و دور از حریم شریف ایشان، دلیل محکمی بر حجّیت و کامل بودن قرآن کریم وجود ندارد و کسانی می‌توانند قرآن مجید را اساس

(35)

محکم دیانت اسلام به شمار آورند، که ائمه معصومین علیهم‌السلام را معصوم، و امام و بیان‌گر واقعی قرآن مجید بدانند و حجیت آن را در گرو شیوه برخورد و قبول آنان بدانند.»

مهم‌ترین دلیل بر وجودِ گونه‌ای از «تحریفِ غیر مُضِرّ» ـ دقت شود که می‌گوییم تحریف غیر مُضِرّ ـ در قرآن کریم (به معنای احتمال کاستی غیر مضرّ در آیاتی که به‌نوعی به امر ولایت و امامت جامعه مسلمین ارتباط دارد) این است:

«تدوین قرآن مجید به انقطاع کامل وحی بستگی دارد و این امر به طور تمام، بستگی به قطع شدن حیات صوری پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله دارد و امر تدوین و جمع‌آوری آیات قرآنی، تکلیفی ولایی می‌باشد و از وظایف امام معصوم است، که با کمال تأسف، با انحراف مسلمین ـ به سردمداری کفر و نفاق و جهل ـ از امامت معصوم علیهم‌السلام بعد از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله باعث شد که اشکالات و خدشه‌های فراوانی در جمع‌آوری قرآن به وجود آید و با آن‌که امام معصوم علیهم‌السلام نسبت به این امر، بی‌تفاوت نیست، اما نمی‌توان صحت کامل را درباره این عمل از جانب مسؤولان غیر معصوم

(36)

اثبات نمود.»

در جای دیگر، در توضیح بیش‌تر این نظریه گفته‌ایم:

«می‌توان به آسانی و به‌طور قطع، این امر را انکار نمود و گفت هرگز چنین مجموعه مدوّنی در زمان حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وجود نداشته و صاحبان قرآن و نویسندگان وحی نیز از چنین مجموعه کاملی بی‌بهره بوده‌اند. ادّعای وجود چنین مجموعه مدونی، ابتدا نیازمند دلیل قاطع و محکمی می‌باشد که وجود ندارد و اگر چنین مجموعه‌ای به نام قرآن کریم در آن زمان وجود می‌داشت، همه مسلمین و به‌ویژه اهل ولایت، از آن باخبر بودند و مورد استفاده و استناد همگان قرار می‌گرفت و چنین اتفاقات شومی در تاریخ قرآن کریم رخ نمی‌داد و زمینه‌ای برای جمع‌آوری یا تحریف (غیر مُضر) قرآن به وجود نمی‌آمد؛ زیرا گذشته از آن‌که کسی ادعای چنین امری را نکرده است، پیوستگی زمانی مسلمین به قرآن کریم و اسلام و جناب رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ، هرگز مجال تحقق چنین امری را به کسی یا گروهی

(37)

نمی‌داد و اگر در این زمینه، کوچک‌ترین مسأله‌ای تحقق می‌یافت، به سرعت مورد نقل همگان ـ از دوست و دشمن ـ قرار می‌گرفت و این موضوع مهم، بحثی مفصل پیدا می‌کرد و در صورت تحقق این امر، امروزه بحثی به بحث‌های دیگر اضافه شده بود.»

همان‌گونه که در این عبارت دیده می‌شود، ما معتقدیم قرآن کریم بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله گردآوری شده است، و گردآورندگان این کتاب عظیم نیز افراد غیر معصوم و ضعیفی بوده‌اند که توانمندی و قدرت لازم را برای جمع همه قرآن نداشته‌اند؛ اما سیاست آنان ایجاب می‌کرده است که بیش‌ترین توان خود را برای جمع قرآن کریم به گونه صحیح و درست به کار برند؛ چنان‌که آورده‌ایم:

«البته جمع‌آوری و تدوین قرآن کریم امری مسلّم و ضروری است و به بعد از زمان رسول‌اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله مرتبط است و در حیطه مسؤولیت امام معصوم علیه‌السلام می‌باشد. اگرچه با انحراف مسأله خلافت و تصدّی به‌ناحق از سوی غیر معصوم،

(38)

جمع‌آوری قرآن کریم دچار مشکل گردید و نمی‌توان آن را کاری تمام و کامل به حساب آورد؛ ولی چنین نبوده که خلفای جور و غاصبان منصب خلافت، در این زمینه بتوانند نیات پلید خود را به‌راحتی انجام دهند؛ زیرا نزدیکی به زمان نزول آیات الهی و درک حیات رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مسأله جمع‌آوری و تدوین آیات الهی را آسان‌تر ساخته بود؛ اگرچه این امر، نباید خالی از خلل به حساب آید.

البته این‌که تحقّق چنین امری از اختیار معصوم خارج گردیده است، خود زمینه انحراف را تقویت می‌کند و جای دغدغه را باز می‌نماید و اگر نقصانی رخ داده است، یا اختیاری نبوده و یا آیاتی درباره فضایل و حقوق حضرات معصومین علیهم‌السلام و به‌خصوص حضرت امیرمؤمنان علیه‌السلام بوده است و دیگر موضوعات قرآنی، زیان و ضرر محسوسی برای خلفای جور نداشته است تا داعی و انگیزه‌ای بر تحریف آن داشته باشند.»

(39)


 

تفاوت میان تحریف و حجیت قرآن کریم

در بخش دیگری از این کتاب، میان مسأله تحریف قرآن کریم و حجیت آن تفاوت گذاشته شده است. در آن جا بیدارباش داده‌ایم که نباید این دو را با هم آمیخت؛ خلطی که در کلام برخی از منتقدان این کتاب دیده می‌شود. ما در این کتاب گفته‌ایم:

«دو موضوع متفاوت زیر باید از یک‌دیگر جدا شود و نباید صورت ملازمی به خود گیرد:

نخست. فرض کمی و کاستی در جمع‌آوری قرآن مجید؛

دوم. اثبات حجیت قرآن موجود توسط نوع برخورد حضرات معصومین علیهم‌السلام نسبت به آن در میان مسلمین.

البته امر دوّم و مسأله حجیت قرآن موجود، امر اوّل را نفی نمی‌نماید و امر اوّل خدشه‌ای به حجیت قرآن کریم وارد نمی‌آورد و اساسا میان فرض تحریف و کاستی در قرآن کریم و حجیت آن، تفاوت است و باید میان این دو امر، به طور کامل تمایز قایل شد و هر یک را در محدوده

(40)

ویژه خود قرار داد.

سفارش و استناد و اهتمام ائمه معصومین علیهم‌السلام به قرآن موجود بوده است و استشهاد آنان و بیان احکام و استفاده از آیات قرآن موجود، گویاترین دلیل برای حجیت قرآن کریم می‌باشد و آن را از هر گونه رخنه سوئی می‌رهاند و به‌طور استوار و ثابت باقی نگاه می‌دارد و معنای عدم افتراق عترت و کتاب‌اللّه، باید مورد توجه تمام قرار گیرد.

اگر قرآن موجود، خدشه و شبهه اساسی داشت و به گونه‌ای بود که بر اثر تحریف، ارزش عملی خود را از دست می‌داد، بر حضرات معصومین علیهم‌السلام لازم بود ابتدا و به طور آشکار، آن را بیان فرمایند و در صورت نداشتن امکان و لزوم تقیه ـ بر فرض وجود ظرف تقیه ـ ضروری بود که این امر مهم را در میان خواص عنوان نمایند و موارد متفاوت آن را با قرآن کریم به طور منظم مطرح ساخته و پیروان صدیق خود را از آن آگاه سازند و آن‌ها را از انحرافات عقیدتی برهانند؛ حال آن‌که ائمه معصومین علیهم‌السلام به طور مداوم حمایت از همین قرآن موجود نموده

(41)

و همگان را به آن سفارش می‌فرمودند و اصحاب سرّ خود را به آن ارجاع می‌دادند و آنان نیز به طور مداوم در محضر همین قرآن بوده و از همین قرآن استفاده می‌نمودند و آن را قرائت می‌کردند و به آن استناد و استشهاد داشته‌اند.

اگر قرآن موجود صلاحیت عملی کامل را نداشت، مهم‌ترین کار بر عهده معصوم علیهم‌السلام این بود که حقیقت را بیان کند و به طور مسلّم جای هیچ‌گونه اهمال و تقیه‌ای در این زمینه نبود و دست‌کم آنان می‌بایست در میان اصحاب سِرّ خود و در فرصت‌های مناسب، تحریف‌های آن را بیان می‌فرمودند و برخورد و تعامل معصومین علیهم‌السلام ، اگرچه اشکال جمع آوری و تحریف را برطرف نمی‌سازد، حجیت آن را محرز و از هر توهمی دور می‌گرداند.»

ما وقوع تحریف مُضِرّ در قرآن کریم، پس از خلفای سه‌گانه را مردود دانسته و طرح آن را مسأله‌ای غیر علمی و نیز سیاسی شمرده و گفته‌ایم:

«مجموعه‌ای که در صدر اسلام به عنوان قرآن گردآوری گردیده است، دیگر دچار حادثه‌ای

(42)

ناگوار نگشته و تا به امروز، به صورت سالم باقی مانده است، که از این سخن، اگرچه امر تدوین قرآن به دست می‌آید، اما وصول نوع قرائت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله یا صحابه و تابعان اثبات نمی‌شود.

پس می‌توان به دو امر باور داشت: یکی، اصل تدوین قرآن موجود و دیگری، وصول قرآن موجود به دست تمامی مسلمین در طول تاریخ تا به امروز. سخن نخست، در تحریف و گردآوری قرآن مجید بود که گذشت، و امر دوم در وصول قرآن به همه مردم و جامعه بشری است که در هر زمان به نوعی مورد تصدیق و قرائت گروه‌هایی بوده است که افراد شاخص و معروفِ آن را قرّاء می‌نامند.»

از مجموع مباحثی که در این کتاب آمده است، می‌توان چنین نتیجه گرفت: دلایل تحریف، نوعی اجمال را در تحریف قرآن کریم القا می‌کند؛ از این رو، با وجود این اجمال، تنها با تمسک به تأیید معصوم است که می‌توان از قرآن کریم استفاده نمود، و پیروان سنت و جماعت که چنین تأییدی از

(43)

معصوم ندارند، سندی برای حجیت کتاب مقدس و آیین خویش در دست ندارند. این گونه است که تحلیل یاد شده، حجیت را از آنان می‌گیرد و ناکارآمدی منابع استنباط و اجتهاد اهل سنت را خاطرنشان می‌شود:

«با برداشتی اجمالی از تمامی اموری که به طور خلاصه گذشت، می‌توان نتیجه گرفت: قرآن موجود در میان مسلمین، نمی‌تواند همان قرآن نازل بر شخص رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله باشد و چنان‌چه همان قرآن نیز باشد، طریقی برای اثبات آن وجود ندارد و نمی‌توان آن را باور داشت یا آن را اثبات نمود که میان قرآن نازل بر نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله با قرآن موجود، تفاوت فراوانی وجود دارد؛ نه سند آن قطعی است و نه حجیت آن، مورد شبهه است و نه می‌توان پذیرفت قرآن موجود، مورد هجوم شیطان واقع نگردیده است و نمی‌شود گفت کمی و کاستی در حریم آن واقع نگردیده است و وجود ناسوتی آن، عاری از هر آفت می‌باشد. نه می‌توان قرآن مجید را از اصالت انداخت و نه می‌شود آن را در مقابل معصوم قرار داد و حضرات

(44)

معصومین علیهم‌السلام تنها موجب فعلی بودن صحت آن بعد از حوادث شوم می‌باشند و حاکم بر ترسیم و توجیه حقایق و معانی آن هستند. تنها آنان هستند که تعیین‌کنندگان به‌حق آیات الهی می‌باشند و بیانات صریح و محکم و مستند آنان، بر ظواهر قرآن موجود حاکم می‌باشد. آن حضرات علیهم‌السلام نطاق اصلی قرآن کریم و مصادیق منحصرِ "من خوطب به" می‌باشند و صاحب بیت، آنان هستند و بس، و بدون وجود حضرات معصومین علیهم‌السلام ، نه می‌توان حقایق قرآن کریم را یافت و نه می‌توان حجیتی برای قرآن موجود به دست آورد و جامعه و مردم و شخص قرآن از حیث حجّیت فعلی و وصول به معارف حقیقی آن، نیازمند به حضرات ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌باشد و این است معنای کامل و درست: "لن یفترقا حتّی یردا علی الحوض".

اصل تحریف قرآن (تحریف غیر مُضِرّ مراد است)، در میان شیعه عمق خاصی دارد و علمای شیعه هر یک به نوعی اصل تحریف (تحریف غیر مُضِرّ) قرآن مجید را پذیرفته‌اند و کم‌تر عالم و محقق شیعی یافت می‌شود که به طور کلی این امر

(45)

(تحریف غیر مُضِرّ) را مردود دانسته باشد؛ مگر آن که در مقام جدال احسن و دفاع از شیعه و دفع اتهام‌های بی‌مورد و یا لزوم لسان شعاری در عرصه امور اجتماعی باشد؛ به نوعی که به انکار آن بینجامد که در مقام خاصی با نوعی از تحریف قابل جمع باشد. اهل سنت، به واسطه حوادث شوم گذشتگان خود، از تحریف قرآن کریم استنکار دارند. اهل سنت با فرض اثبات تحریف قرآن کریم و نقص در امر گردآوری آن، رابطه خود را با قرآن موجود به طور کلّی از دست می‌دهند و با نداشتن اعتقاد درست به حضرات معصومین علیهم‌السلام و عصمت و امامت، راهی سالم برای حجّیت قرآن ندارند و این موضوع، نکته اساسی آسیب‌پذیری آنان است و اصرار آنان بر عدم تحریف قرآن برای دور ماندن از این آسیب اساسی می‌باشد.

گذشته از آن‌که شیعه و تاریخ و تمامی آزاداندیشان بشری، عاملان تحریف (تحریف غیر مُضِرّ) و حادثه شوم مربوط به تدوین قرآن موجود را گذشتگانِ اهل سنت و خلفای جور و سردمداران آنان می‌دانند و هر نوع نقصی به آنان

(46)

مرتبط است، به همین علّت است که اهل سنت با تحریف به‌طور کلی به ستیزه برمی‌خیزند و آن را با تعصّب و جمود و جدال و جنجال، انکار می‌کنند.

(هرچند به فرض) قرآن جمع‌آوری شده توسط خلفا ناقص باشد ـ چون این کار تنها در شأن معصوم می‌باشد و از طرفی کیفیت و طریق وصول این امر مورد خدشه می‌باشد و به همه آن‌چه که در این زمینه وجود دارد نمی‌شود اطمینان کرد ـ اما قرآن موجود به واسطه تأیید حضرات معصومان علیهم‌السلام حجّت است».

آن‌چه گذشت، مسأله مورد بحث کتاب: «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» است که سعی دارد این بحث را با دیدگاهی تازه بررسی کند و دلایل آن را تحقیق کند. ما در این کتاب نوشته‌ایم:

«حفظ (قرآن کریم) با نوعی از تحریف (تحریف غیر مُضِرّ) هم صادق است. جمع این دو به نوعی با یک‌دیگر سازگار می‌باشد و حتی می‌توان گفت همین نوع تحریف، خود موجب حفظ قرآن گردیده و اصل تحریف، خود برای قرآن، حافظی بوده است».

(47)

مشی حضرت خضر علیه‌السلام در حفظ آن کشتی که با حضرت موسی علیه‌السلام بر آن سوار شدند نیز چنین بود و کشتی را سوراخ نمود و به آن آسیب وارد کرد تا از دستبرد مأموران در امان بماند.

البته نوع نگارش کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» در برخی عبارات به قرینه‌های منفصل و فرض‌های اعتباری تکیه دارد، که اگر کسی آن را بریده بریده و منقطع مطالعه کند، از استحضار قرینه‌های منفصل و فرض‌های اعتباری آن، غفلت می‌ورزد و به اشتباه می‌افتد؛ از این رو، مطالعه کتاب مورد بحث، نیازمند دقت کافی است.


 

نظریه تحریف غیر مضر

در کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» از تحریف غیر مضرِ به معنا، اما مضر به الفاظ چنین گفته‌ایم:

«تحریف در معانی قرآن کریم و تفسیرهای ناموزون و بی‌اساس، اگرچه خود نوعی از تحریف است، اما این امر به اصل تحریف قرآن ارتباطی ندارد و بیش‌تر تشابه مفهومی در میان است تا

(48)

ارتباط نفسی با اصل تحریف قرآن.

وجود نقص و زیاده حروف و حرکات و یا بعضی از کلمات در گردآوری قرآن کریم، امری جدّی و حتمی است و جای هیچ انکاری نیست و اختلاف در این گونه امور، فراوانی از آیات الهی را فرا گرفته است.

این امر اگرچه موقعیت قرآن را در جهت الفاظ مخصوص وحی تنزّل می‌دهد و آهنگ کلمات وحی را دچار ناموزونی خاصّی می‌سازد، اما در کمیت و کیفیت معنا، مشکل جدّی ایجاد نمی‌نماید و هم‌چون نقل به معنا در روایات است که اگر دلیل حجّیت را نداشت ـ چه در جهت روایات و چه در جهت قرآن مجید ـ مشکل پیش می‌آورد؛ چرا که حرف به حرفِ قرآن کریم و یا کلمات، تفسیر و توجیه خاص خود را دارد و می‌شد از تناسب خاص حروف و کیفیت الفاظ خاص وحی، استفاده‌های ظریفی داشت (چنان‌که این استفاده‌ها را در "تفسیر هدی" آورده‌ایم).

تحریف به زیاده و یا کمبود آیه و سوره و اختلاف در سوره‌های قرآن کریم ـ که چند سوره و یا آیه می‌باشد ـ امروزه نیز در میان مسلمین

(49)

وجود دارد و قابل انکار نیست. البته این امر، با حفظ قرآن بودن آن آیه و سوره و این‌که دو سوره باشد یا یک سوره، در هر صورت قرآن است و مشکلی ایجاد نمی‌کند و با این اختلاف‌ها، اصل موجودی قرآن مورد خدشه قرار نمی‌گیرد؛ زیرا دو سوره یا یک سوره بودن یا جزو سوره بودن یا نبودن، اختلاف فراوانی نیست و می‌توان گفت چنین زیاده یا نقیصه‌ای، تحریف نمی‌باشد و یا تحریف مُضرّ نمی‌باشد.

تحریف به زیاده ـ یعنی چیزی که از قرآن نبوده و در قرآن قرار گرفته است، تحریفی مضر است؛ اگرچه تنها احتمال داده شود، اما مُثبِت ندارد و قابل اثبات نیست که فلان آیه یا چند آیه از قرآن موجود، جزو آیات قرآنی نیست و با تحریف، وارد قرآن گردیده است.

تحریف به نقیصه، به این معناست که قرآن موجود در میان مسلمین، تمامی آیات الهی نمی‌باشد؛ بلکه مقداری از آیات قرآن از دست رفته و گردآوری نگردیده است.

این نوع از تحریف نیز نسبت به اصل قرآن از جهت نفی و اثبات، اهمیت فراوان دارد و احتمال فراوانی داده می‌شود و شواهد قرآنی برای اثبات

(50)

آن ارایه می‌شود و پشتوانه روایی دارد.

البته برای انکار این امر، می‌توان دلایل چندی ارایه نمود و نسبت به شواهد اثباتی آن، ایجاد شبهه نمود.»

قرآن مجید ـ این کتاب الهی و آسمانی ـ اگرچه ثقل اکبر است و ناموس دیانت و کتاب قانون و لسان وحی می‌باشد و شیعه در ظلّ حمایت و عنایت حضرات معصومین علیهم‌السلام ، به آن دل بسته است و از آن بهره کافی و وافی می‌گیرد، اما این امر، مانع بحث و بررسی و نقد و تحلیل مسایل و موضوعات در اطراف قرآن کریم نمی‌گردد.

بحث تحریف‌ناپذیری قرآن کریم بحثی نظری است که با تعدّد آرا و اختلاف انظار روبه‌رو می‌باشد و باید در جهت‌گیری نسبت به آن، دقت و متانت داشت و از هر گونه جنجال و تعصّب و تکفیر و سرزنش، دوری نمود و معتقد به تحریف و یا عدم آن، نه کافر است، نه مستحق سرزنش می‌باشد، نه دارای اعوجاج است و نه می‌شود مهر و دوستی او را با قرآن کریم محدود ساخت.

این‌طور نیست که در این‌گونه مسایل پیچیده

(51)

نظری، بتوان اجماع و اتفاق و یا ضرورتی را به آسانی برپا کرد و یا مدعیان تحریف را عوام، و منکران تحریف را از محققان به حساب آورد.

البته همان‌طور که پیش از این گذشت، شیعه در این زمینه، مشکلی ندارد و با اصل حجّیت می‌تواند از مواهب قرآن کریم برخوردار گردد؛ اگرچه این بحث به طور کلّی در جهت نفی و اثبات، منحصر به شیعه یا اهل سنت نیست و در میان عالمان شیعه، فراوانی از عالمان، منکر تحریف هستند و کسانی که تحریف را می‌پذیرند، مسأله حجّیت را قایل می‌باشند.

از نوع برخورد حضرات معصومین علیهم‌السلام با قرآن موجود، به‌خوبی روشن می‌گردد که قرآن حاضر با کم و کاست‌های غیر مضر، همان آیات الهی می‌باشد که از گزند حوادث شوم شیاطین جن و انس محفوظ مانده است. با این بیان، می‌توان آیات فراوانی از قرآن مجید را، که دلیل بر عدم نقص و ریب نسبت به قرآن مجید می‌باشد، توجیه نمود و

(52)

آن را مستدل ساخت؛ مانند: «لاَ رَیبَ فِیهِ»(1) و «وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون»(2) و دیگر آیات مشابه که باید عدم ریب و نوع حفظ را در شأن عنایت و حکمت حق تعالی دانست که با فرض حجیت، منافاتی با نوعی از تحریف (تحریف غیر مُضِرّ) ندارد.


 

حجیت ذاتی قرآن کریم

باید توجه داشت که کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» حجیت ذاتی قرآن کریم را ثابت می‌داند. در حجیت ذاتی قرآن کریم اختلافی میان مسلمانان و اندیشمندان دینی نیست و ما نیز حجیت ذاتی قرآن کریم را انکار نمی‌کنیم. آن‌چه این کتاب ارایه می‌دهد فرض وقوع تحریف است و مدعی است حتی با این فرض، هرچند در ابتدا حجیت نفسی قرآن کریم، متزلزل می‌شود، اما تأیید معصوم علیه‌السلام این تزلزل را از بین می‌برد و حجیت

  1. بقره / 2.
  2. حجر / 9.

(53)

ذاتی را برای آن ثابت می‌گرداند، نه آن‌که حجیت را به آن اعطا کند. ما در این مسأله، نزاعی نداریم و آن‌چه محل نزاع می‌باشد، این است که آیا بعد از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که قرآن کریم توسط افراد متعدد و در دوره‌های چندی گردآوری گردیده است، آیا نقص و خللی در کار گردآوران این مجموعه ـ که افراد غیر معصوم بوده‌اند ـ وجود داشته است یا نه؟ بر فرض وجود خلل و کاستی در کار آنان، آیا این خلل مضر به جمع قرآن کریم بوده و سبب تحریف در آن می‌شود؟ یا نه، اموری جزیی بوده که ضرری به حجیت آن وارد نمی‌آورد؟ کسی در میان شیعه و اهل سنت، چنین عقیده‌ای ندارد که کاستی‌های موجود در جمع قرآن کریم، به حجیت آن ضرر وارد می‌آورد. هم‌چنین برخی قایل‌اند که هیچ‌گونه کاستی در جمع‌آوری قرآن کریم رخ ننموده است که ادعای آنان هیچ گونه دلیل محکم و غیر قابل خدشه‌ای ندارد؛ اما بسیاری از اندیشمندان شیعی و اهل سنت بر این باورند که کاستی‌هایی در این امر بوده، اما این کاستی‌ها و مشکلات، مضر نمی‌باشد و زیانی به معنا و حجیت کتاب وحی وارد نمی‌آورد. این گروه، نظریه «تحریف غیر مضر» را ارایه

(54)

داده‌اند که متن نوشته‌های برخی از اعاظم متأخر، در این زمینه خواهد آمد و همین نکته ـ یعنی مصونیت قرآن کریم از «تحریف غیر مضر» ـ وجه تمایز این کتاب الهی با کتاب‌های آسمانی پیشین است که به تحریف مضر دچار شده‌اند.

ما این نظریه را در کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» و دیگر کتاب‌ها مانند «سیر اندیشه»، صفحه 277 و نیز «روش تفسیر از دیدگاه قرآن کریم» صفحه 9 و نیز کتاب «اخباری و اصولی چه می‌گویند؟» صفحه 283 و در «تفسیر هدی» به بیان کامل و رسا آورده‌ایم، که علاقمندان می‌توانند به کتاب‌های یاد شده مراجعه نمایند.

به طور خلاصه، ما با توجه به این واقعیت که قرآن موجود به دست شخص معصوم جمع‌آوری نشده است، امکان و احتمال خطا و اشتباه غیر مُضِر در حین جمع‌آوری قرآن را به تحلیل عقلی منتفی نمی‌دانیم، ولی به استناد این‌که به هر جهت این عمل در عصر معصوم علیه‌السلام به وقوع پیوسته است، از

(55)

دیدگاه ایشان باید کلیه احتمالات، در این خصوص بررسی شود تا با وجود و امضای معصوم ـ که ثقل اصغر و قطب قرآن کریم و محور آیات الهی است و سینه‌اش محل صدور آیات و بینات قرآنی است ـ همه این احتمالات، دفع و منتفی گردد و جایگاه و نقش معصوم علیه‌السلام و معیت ایشان با قرآن کریم، مسجّل گردد؛ زیرا اگر مشکل جدی متوجه آیات نورانی قرآن بوده است، معصوم نمی‌توانسته در برابر آن سکوت کند و به‌طور حتم، با آن مقابله می‌نموده است ـ گرچه به قیمت از دست دادن جان خود باشد ـ و چون به طور مسلّم چنین تقابلی وجود نداشته است، بلکه معصوم نیز همین قرآن را قرائت می‌نموده و به آن استناد می‌کرده‌اند، معلوم می‌شود مشکل جدی متوجه آن نبوده است.

براین اساس، ما احتمال ورود هر گونه زیاده مضرّ و غیر مضرّ و نیز نقصان مضرّ را از ساحت قدسی قرآن کریم به‌کلی منتفی دانسته و گفته‌ایم تمامی قرآن موجود، کلام الهی است و در قرآن، کلامی غیر از کلام الهی وحیانی وجود ندارد.

ولی نسبت به احتمال نقصان غیر مضرّ ـ با توجه

(56)

به وجود روایات زیادی که از شیعه و سنی رسیده است و با وجود ضعف در اسناد بعضی، احتمال (توجه کنید: احتمال) نقصان غیر مضرّ و غیر مخلّ به معنا را (به غیر مضر به معنا نیز توجه شود) در بعض آیات قرآن کریم منتفی نمی‌دانیم؛ چنان‌چه حضرات معصومین علیهم‌السلام و گاه افراد عادی به برخی از موارد آن اشاره و تصریح کرده‌اند؛ ولی ممکن است به خاطر مصالح عالی کلی، که دانش آن نزد خود حضرات معصومین علیهم‌السلام است ـ و ما با گذشت زمان و تاریخ از روی قرائن و شواهدی که استکشاف کرده‌ایم، شاید بتوانیم به بعضی از آن مصالح اشاره کنیم ـ مصلحت نبوده است به صورت عموم به آن موارد تصریح کنند؛ ولی بعضی از موارد آن را به‌طور اشاره و گذرا به بعضی از خواص راویان خود گفته‌اند که با وجود ضعف در اسناد آن ـ که این نیز شاید از اسرار آل محمد علیهم‌السلام باشد که با وجود این همه روایت، مصلحت نبوده روات معتبر در اسناد آن قرار گیرند و روایت به طور قوی و مستند به‌دست ما برسد ـ این روایات در کتب روایی شیعه و بعض کتب روایی اهل سنت مضبوط گشته و به آن

(57)

اشاره شده است.


 

مثال نقصان غیر مضر

ما برای نظریه «تحریف غیر مضر» و به تعبیر بهتر «نقیصه غیر مضر»، تنها یک نمونه ار این نوع تحریف را به عنوان مثال می‌آوریم:

خدای تعالی در آیه شریفه استمتاع می‌فرماید: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَة»(1). روایاتی به طرق متعدد از شیعه و سنی در دست است که به طور صریح، آیه را این گونه قرائت فرموده‌اند: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إلی أجل مسمی فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَة».

چنان‌چه جمع زیادی از مفسران و فقیهان عامه چون محمد بن جریر طبری، حاکم نیشابوری، سیوطی، ابن انباری طبرانی، بیهقی، ابوداود، سعید بن جبیر، قتاده، عطاء، عبد الرزاق، ثعلبی، حبیب ثابت، مجاهد، و سدی ادعا کرده‌اند که جمعی از قاریان زمان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چون عبداللّه‌بن‌مسعود و

  1. نساء / 24.

(58)

أبی‌بن‌کعب آیه استمتاع را با ذکر: «إلی أجل مسمی» قرائت کرده‌اند.

بیش‌تر فقیهان شیعه امامی در کتاب‌های فقهی استدلالی خود و نیز بیش‌تر کتاب‌های روایی شیعی امامی و حاشیه‌نویسانِ بر آن‌ها، این قرائت را با ذکر سندهای چند و بسیاری از طریق شیعه و سنی نقل نموده‌اند و حتی آن را به عنوان مؤیدی در جهت اثبات متعه و نکاح موقت و مشروعیت آن آورده‌اند که در این‌جا برای طولانی نشدن کلام، تنها به ذکر آدرس برخی از آن بسنده می‌شود:

1 ـ امام خمینی قدس‌سره در کتاب البیع، ج 5، ص 38؛

2 ـ آیت‌اللّه خوئی، مصباح‌الفقاهة، ج 4، ص 307؛

5 ـ شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج 5، صص 252 و 281؛

6 ـ شیخ حر، وسائل‌الشیعة، ج 14، ابواب المتعة، باب 1، باب اباحتها، ح 3، 13، 19 و 20 . و باب 23، ص 475، ح 7؛

7 ـ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 3،

(59)

ص 459؛

8 ـ شیخ مفید، المسائل الصاغانیة، ص 35.

اگر احتمال (توجه فرمایید: احتمال) وجود چنین نقیصه‌هایی در قرآن کریم داده شود، از این قبیل است؛ یعنی غیر مضر به معنای آیه یا آیات است؛ چنان‌چه با توجه به معنای عبارت: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَة» بدون ذکر «إلی أجل مسمی» نیز می‌توان نکاح متعه را اثبات نمود و نبود این قید، در جهت فهم و استفاده از آیه و ظهور آن در نکاح متعه، مشکلی پیش نمی‌آورد؛ اگرچه وجود آن، صراحت آیه در این معنا را به دنبال دارد.

از این رو فقیهان بزرگوار ما، به وجود زیاده «إلی أجل مسمی» در بعضی از قرائت‌ها و نقصان این عبارت در قرآن موجود اشاره کرده‌اند و از روایاتی که دلالت بر وجود چنین قیدی در آیه می‌کند، به‌خوبی به عنوان مؤید، استفاده و بهره جسته‌اند؛ گرچه بعضی با توجه به آن دسته از روایاتی که در آن قید «إلی أجل مسمی» وجود ندارد، در جهت اثبات عدم هیچ‌گونه تحریفی ـ هرچند به چنین نقیصه غیر مضری در قرآن ـ این

(60)

گونه عبارات را به عنوان تفسیر معنای آیه قلمداد نموده‌اند؛ ولی همان‌طور که برخی گفته‌اند، این یک احتمال است و کثرت روایاتی که شیعه و سنی آن را نقل کرده‌اند و نیز شواهد و قرائن تاریخی، گویای این واقعیت است که چنین قیدی وجود داشته و در زمان‌های بعدی، کسانی که زیر نظر خلیفه سوم متصدی جمع‌آوری بوده‌اند، چون دریافتند وجود چنین صراحتی در آیه، خلیفه دوم را ـ که حکم به تحریم متعه نموده است ـ دچار مشکل جدی می‌کند، این قسمت از آیه را حذف نموده‌اند؛ ولی برخلاف میل آنان، با وجود حذف، باز هم به خواسته شوم خود نرسیدند و از سیاق و نطاق عبارت «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَة» نیز به‌خوبی اصل مشروعیت متعه بر اساس قرآن کریم به اثبات می‌رسد و حتی این واقعیت را می‌توان به عنوان یک شگرد و معجزه بزرگ کلام الهی و پیش‌بینی خداوند عزیز حکیم قلمداد کرد که با وجود چنین نقیصه‌هایی، قرآن کریم معنا و اصالت خود را به برکت معیت و هم‌جواری با خاندان وحی

(61)

و عصمت علیهم‌السلام ، از دست نداده و به‌صورت معجزه‌ای باقی و جاودان تا دامنه قیامت هم‌چنان باقی خواهد ماند و در صورتی که خداوند متعال چنین شگردهای الهی را در کلامش به‌کار نمی‌بست، می‌توانست چنین نقیصه غیر مضری تبدیل به نقیصه مضر شود، ولی: «وَمَکرُوا وَمَکرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُ الْمَاکرِینَ»(1).

بنابر این، احتمال افتادگی غیر مضر، منتفی نیست و چنین احتمالی را نمی‌توان به‌کلی مردود دانست؛ ولی در صورت افتادگی نیز به معنای آیه، «مضر» نبوده و ضربه‌ای به اصل معنا نمی‌زند و آیه را از درجه اعتبار و حجیت ساقط نمی‌سازد؛ از این رو، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در موارد متعددی که در مقام اثباتِ نکاح متعه و مشروعیت آن استشهاد کرده‌اند، این آیه را بدون این قید آورده‌اند و قرآن کریم را همان‌طور که جمع‌آوری شده است، قرائت می‌کرده‌اند و به آن نیز تمسک می‌نموده‌اند و از این طریق نیز به صورت تلویحی به دشمنان می‌فهماندند که برخلاف خواسته شما،

  1. آل عمران / 54.

(62)

چطور بر اثبات مدعای خود از این کلمات نورانی شهادت می‌گیرند؛ زیرا قرآن کریم به طور معجزه‌آسا به‌گونه‌ای است که نبودِ این قید، ضربه به منطوق و مفهوم آیه نمی‌زند.

ما نیز به تبعیت از حضرات معصومین علیهم‌السلام در کتاب تفسیری خود به نام «تفسیر هدی» بدون آن که به این زیاده‌ها و نواقص که در روایات آمده است، مراجعه و حتی به یک مورد اشاره و بیانی داشته باشیم، آیات قرآن کریم را تفسیر و تبیین نموده‌ایم، بلکه در آن تفسیر آورده‌ایم چگونه از مرکز ثقل یک آیه می‌شود معنای کامل یک آیه را برداشت کرد؛ مرکزی که نمی‌شود مورد تحریف به کاستی قرار گیرد و حتی تحریف غیر مضر در مورد آن، به صورت کلی منتفی می‌باشد.


 

نظریه تحریف غیر مضرّ در کلام بزرگان

در این‌جا نمونه‌ای از بیانات اعاظم متأخر را که احتمال وقوع اصل تحریف (تحریف غیر مضر) در قرآن کریم را مطرح کرده‌اند می‌آوریم تا به نیکی روشن گردد که موضع‌گیری‌هایی که علیه این کتاب

(63)

شده است، خالی از ناآگاهی نیست:


 

امام خمینی قدس‌سره (م 1410 ه . ق)

«ادّعاء وقوع التحریف فی الکتاب حسب أخبار کثیرة، .... وأمّا الکبری فالتحریف علی فرض وقوعه إنّما وقعت فی غیر الأحکام ممّا هو مخالف لأغراضهم الفاسدة من التنصیص علی الخلافة والإمامة، وهذا لا یضرّ بالتمسّک فی الأحکام»(1).

ادعای وقوع تحریف در قرآن کریم به حسب روایات فراوان است. ... اما کبرای این گزاره ـ بر فرض وقوع آن ـ ممنوع است (که از ناحیه عالمان اخباری بر عدم حجیت ظواهر قرآن کریم ادعا شده و گفته‌اند: احتمال وقوع تحریف در آیات قرآن کریم، سبب اجمال در آیات می‌شود؛ چرا که ممکن است دلیل عامی تخصیص خورده باشد و دلیل مطلقی مقید گردیده باشد و در وقوع تحریف، از بین رفته باشد؛ از این رو معنای آیات، اجمال می‌یابد و دلیلی که اجمال داشته باشد، قابل

  1. تهذیب الأصول، ج 2، ص 165.

(64)

تمسک نیست.) بنا بر آن‌که تحریف در قرآن کریم اتفاق افتاده باشد، همانا تحریف در غیر آیات احکام و در آیاتی است که با اغراض و اهداف فاسد خلفا مخالفت داشته باشد؛ مانند نص بر خلافت و تعیین امامت، و چنین تحریفی، به استدلال بر آیات احکام، ضرری وارد نمی‌آورد.»

همان‌گونه که در کلام حضرت امام رحمه‌الله نیز آمده است، در بحث‌های علمی، احتمال وقوع تحریف فرض گرفته می‌شود و بر اساس آن، به خصم پاسخ داده می‌شود و در کلام حضرت امام خمینی قدس‌سره نیز چنین است.

در کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» نیز وقوع تحریف فرض گرفته شده است و آمده است بر فرض که قرآن کریم تحریف شده باشد، ضرری برای شیعه ندارد؛ چرا که تأیید حضرات معصومین علیهم‌السلام آن را حجیت می‌بخشد و بدین‌گونه از حجیت قرآن کریم برای شیعیان دفاع شده است؛ اما اهل سنت بنا بر فرض وقوع تحریف، هیچ گونه مستمسکی برای اثبات جواز استدلال به قرآن کریم

(65)

در دست ندارند. این گفته کتاب مورد بحث همانند همان چیزی است که عالمان شیعی در حجیت امارات در بحث اصول فقه می‌گویند.


 

شیخ انصاری رحمه‌الله (م 1281 ه . ق)

«الثالث: أنّ وقوع التحریف فی القرآن ـ علی القول به ـ لا یمنع من التمسّک بالظواهر؛ لعدم العلم الإجمالی باختلال الظواهر بذلک. مع أنّه لو علم لکان من قبیل الشبهة الغیر المحصورة. مع أنّه لو کان من قبیل الشبهة المحصورة أمکن القول بعدم قدحه، لاحتمال کون الظاهر المصروف عن ظاهره من الظواهر الغیر المتعلّقة بالأحکام الشرعیة العملیة التی أمرنا بالرجوع فیها إلی ظاهر الکتاب، فافهم.»(1)

ـ سوم: همانا وقوع تحریف در قرآن کریم ـ بنا بر نظرگاه کسانی که به آن باور دارند ـ از تمسک به ظواهر قرآن کریم مانع نمی‌گردد؛ زیرا ما علم اجمالی نداریم که به سبب وقوع تحریف در آیات، اختلال در ظواهر قرآن کریم به وجود

  1. فرائد الأصول، ج 1، ص 158.

(66)

می‌آید. افزون بر این، اگر چنین علم اجمالی نیز برای ما پدید آید، موضوع از باب شبهه غیر محصوره است و ما نمی‌دانیم کدام آیه تحریف شده و به سبب کثرت آیات و کاربردی نبودن برخی از آن برای مکلف، با علم اجمالی به وقوع تحریف در برخی از آیات، نمی‌توان در تمسک به ظواهر آیات احکام ضرری وارد آورد.

بر فرض که بپذیریم مورد در این علم اجمالی، از باب شبهه محصوره است ـ که تمام اطراف آن مورد کاربرد و در دسترس مکلف است ـ باز نیز می‌توان گفت چنین علمی، به حجیت ظواهر قرآن کریم ضرری وارد نمی‌آورد؛ چرا که احتمال دارد ظاهری که سبب می‌شود ظاهر (آیه‌ای که تحریف شده و ادعا می‌شود آن ظاهر، قرینه بوده بر این‌که ظاهر آیه‌ای که ما در استنباط حکم از آن به عنوان دلیل بهره می‌جوییم) توسط آیه‌ای دیگر از معنای خود بازگردد و به معنایی دیگر منصرف شود، از ظاهر آیاتی است که مربوط به احکام شرعی عملی ـ که ما مکلف به رجوع در آن به ظاهر قرآن کریم هستیم ـ نباشد. این مطلب را به نیکی دریاب که در آن اشکالی است.»

(67)

روی سخن شیخ انصاری رحمه‌الله در این کلام، با عالمان اخباری است که ادعا دارند قرآن کریم تحریف شده است. وی نیز وقوع تحریف در قرآن کریم را فرض می‌گیرد و بر اساس آن، پاسخ‌گوی اشکالات آنان می‌گردد. این رویه‌ای عام در میان فقیهان شیعه در بحث‌های اصولی است و ما نیز همین رویه را در کتاب مورد بحث داشته‌ایم. این در حالی است که دشمنان و معاندان دین به صورت هماهنگ در پایگاه‌های اینترنتی خود، وقوع تحریف در قرآن کریم را تبلیغ می‌نمایند تا جایگاه این کتاب بزرگ را در میان مسلمانان و دیگر پژوهندگان حقیقت، سست نمایند. ما در پاسخ به ادعاهای آنان و در دفاع از قرآن کریم، کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» را نگاشته‌ایم و پیش از آن که به نقض دلایل خصم رو آوریم، در حل آن کوشیده‌ایم؛ چرا که دلایل نقضی، موضعی مستبدانه دارد و مسأله را برای ذهنِ شبهه‌دار، تحلیل و تبیین نمی‌نماید؛ برخلاف دلایل حلّی که با تبیین موضوع و نشان دادن مواضع فساد ماده و

(68)

محتوای دلیل‌واره، به دفاع از موضوع و گزاره حق و پاسخ‌گویی به شبهه می‌پردازد.


 

آخوند خراسانی رحمه‌الله (م 1329 ه . ق)

«ودعوی العلم الإجمالی بوقوع التحریف فیه بنحو، إمّا بإسقاط أو بتصحیف، وإن کانت غیر بعیدة، کما یشهد به بعض الأخبار، ویساعده الاعتبار، إلاّ أنّه لا یمنع عن حجّیة ظواهره.»

ـ این ادعا که علم اجمالی است به وقوعِ گونه‌ای از تحریف در قرآن کریم یا به حذف و اسقاط برخی از آیات، یا به دست بردن در الفاظ آیات قرآن کریم و تصحیف آن، هرچند ادعایی است که بعید نمی‌باشد ـ چنان‌چه برخی از روایات بر آن دلالت دارد و درستی و اعتبار سند این روایات نیز آن را مدد می‌نماید ـ اما این امر از حجیت ظواهر قرآن کریم مانع نمی‌شود.»

مرحوم آخوند خراسانی که کتاب «کفایة‌الاصول» وی متن درسی پایه‌های نهم و دهم

(69)

حوزه‌های علمی است، وقوعِ گونه‌ای از تحریف در قرآن کریم ـ مانند حذف یا تغییر کلمات ـ را احتمال می‌دهد و آن را بعید نمی‌شمرد.

این کتاب هر ساله دست‌کم به یک‌هزار طلبه و روحانی تدریس می‌شود و هیچ کسی نیز غوغایی علیه آن ایجاد نمی‌کند. ما نیز کتابی در دفاع از حجیت ظواهر تمامی آیات قرآن کریم ـ حتی در آیاتی که مربوط به احکام دینی نمی‌شود ـ نوشته‌ایم و حجیت آن را به‌خوبی ثابت نموده‌ایم، اما در برابر، از نشر و توزیع تمامی نوشته‌های علمی ما با روشی موهن برای چند سال، منع می‌شود؛ کاری که با ممنوع القلم شدن در این مملکت، تفاوتی ندارد.

باید توجه داشت هدف این عالمان بزرگ، تنها اثبات حجیت ظواهر قرآن کریم در آیات احکام است و ما در این کتاب، کاری مهم‌تر از آن نموده‌ایم و حجیت تمامی آیات قرآن کریم ـ اعم از آیات احکام و معارف و قصص آن ـ را ثابت نموده‌ایم.


 

آقا ضیاء عراقی رحمه‌الله (م 1361 ه . ق)

«وأمّا الثانی: فبمنع مانعیة هذا العلم؛ لاحتمال وقوع التحریف فی غیر آیات

(70)

الأحکام من مثل القصص والحکایات.»(1)

ـ اما پاسخ ادعای دومی که وجود دارد (و آن این که علم اجمالی به وقوع تحریف در برخی از آیات قرآن کریم، مانع از استفاده و بهره‌وری از آن می‌شود)، وجود علم اجمالی به وقوع تحریف در قرآن کریم، مانع از تمسک به ظاهر آیات قرآن کریم نمی‌شود؛ زیرا احتمال دارد تحریف در غیر آیات احکام رخ داده باشد؛ همانند آیاتی که قصص و حکایات را بیان می‌دارد.


 

علامه طباطبایی رحمه‌الله (م 1402 ه . ق)

«وإنّما احتمل بعض من قال به من المخالف أو المؤالف زیادة شیء یسیر کالجملة أو الآیة أو النقص أو التغییر فی جملة أو آیة فی کلماتها أو إعرابها، وأمّا جلّ الکتاب الإلهی فهو علی ما هو فی عهد النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله لم یضع ولم یفقد. ثمّ إنّا نجد القرآن یتحدّی بأوصاف ترجع إلی عامّة آیاته ونجد ما بأیدینا من القرآن؛ أعنی ما بین الدفّتین واجدا لما وصف به من أوصاف تحدّی بها

  1. مقالات الأصول، ج 2، ص 62 ـ 65.

(71)

من غیر أن یتغیر فی شیء منها أو یفوته ویفقد.»(1)

ـ برخی از مخالفان یا موافقان، احتمال داده‌اند که کلماتی چند و اندک ـ مانند یک جمله یا آیه ـ بر قرآن کریم افزوده شده یا برخی از آن کاسته شده یا تغییری در یک کلمه یا یک جمله یا در اِعراب آن ایجاد شده باشد. و اما این کتاب الهی به صورت کلی و به تمامی درست همانند قرآنی است که در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده است؛ نه چیزی بر آن افزوده و وضع شده و نه چیزی از آن گُم، کاسته و مفقود شده است. هم‌چنین قرآن کریم به "اوصافی" تحدی می‌جوید که به تمامی آیات قرآن کریم باز می‌گردد و ما قرآنی را که در دستمان است ـ یعنی همان آیاتی که در میان دو جلد قرآن کریم قرار دارد دارای همان اوصافی می‌یابیم که می‌شود به آن تحدی جست؛ بدون آن‌که در چیزی از آن تغییری ایجاد شده باشد یا از آن کاسته یا مفقود گردیده باشد.»

جناب علامه رحمه‌الله در ادامه چنین می‌آورند:

  1. تفسیر المیزان، ج 12، صص 104 ـ 105.

(72)

«لو کان تغیر فی شیء من هذه الأوصاف بزیادة أو نقیصة أو تغییر فی لفظ أو ترتیب مؤثّر فَقدَ آثار تلک الصفة قطعا، لکنّا نجد القرآن الذی بأیدینا واجدا لآثار تلک الصفات المعدودة علی أتمّ ما یمکن وأحسن ما یکون، فلم یقع فیه تحریف یسلبه شیئا من صفاته، فالذی بأیدینا منه هو القرآن المنزّل علی النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله بعینه، فلو فرض سقوط شیء منه أو تغیر فی إعراب أو حرف أو ترتیب وجب أن یکون فی أمر لا یؤثّر فی شیء من أوصافه کالإعجاز وارتفاع الاختلاف والهدایة والنوریة والذکریة والهیمنة علی سائر الکتب السماویة إلی غیر ذلک، وذلک کآیة مکرّرة ساقطة أو اختلاف فی نقطة أو إعراب ونحوها»(1).

ـ اگر کم‌ترین تغییری در هر یک از اوصاف گفته‌شده ـ به زیادی، کاستی یا تغییر در لفظ یا ترتیب آیات یا سوره‌ها ـ پیش آمده بود، آثار این

  1. همان، ص 107.

(73)

صفت (توان تحدی) در آن از دست می‌رفت؛ اما قرآنی را که در دست داریم، به تمام‌ترین شکل و به نیکوترین وجه ممکن، دارای آثار همان صفاتی است که شمرده شد. پس تحریفی که چیزی از صفات یاد شده را از آن بگیرد، در آن رخ نداده است؛ بر این اساس، قرآنی که در دست ماست، عین همان قرآنی است که بر شخص رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است و اگر فرض شود چیزی از آن ساقط شده یا در اِعراب یا در حرف یا در ترتیب آن تغییری ایجاد شده است، واجب است به گونه‌ای و در امری باشد که در اوصاف قرآن کریم ـ مانند اعجاز و برتری اختلاف آن با دیگر کتاب‌ها و نیز هدایت‌گری، نور بودن و ذکر بودن و سیطره آن بر دیگر کتاب‌های آسمانی و دیگر صفات ـ تأثیری نداشته باشد. (وقوع چنین تغییر و تحریفی) مانند آن‌که آیه‌ای به تکرار در قرآن کریم وجود داشته و موردی از آن حذف گردیده یا در نقطه‌گذاری یا در اعراب آن بوده است.

«فمجموع هذه الروایات علی اختلاف أصنافها یدلّ دلالة قاطعة علی أنّ الذی بأیدینا من القرآن هو القرآن النازل علی

(74)

النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله من غیر أن یفقد شیئا من أوصافه الکریمة وآثارها وبرکاتها.»(1)

تمامی این روایات با اختلاف و گروه‌بندی‌ای که دارد، دلالت قطعی و یقینی بر این دارد که آن‌چه از قرآن کریم در دست ماست، همان قرآنی است که بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است؛ بدون آن‌که چیزی از اوصاف، آثار و برکات آن از دست رفته باشد.»

«وإلاّ وجمعه مصحفا واحدا إنّما کان بعد ما قبض النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله بلا اشکال. هذا هو الجمع الأوّل فی عهد أبی بکر.

وقد جمع القرآن ثانیا فی عهد عثمان لما اختلفت المصاحف وکثرت القراءات.»(2)

ـ وگرنه، گردآوری قرآن کریم به صورت مصحفی واحد، بعد از رحلت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده است و اشکالی در این امر نیست. این گردآوری، نخست در زمان ابوبکر بوده است. این در حالی است که برای مرتبه دوم، قرآن کریم در زمان عثمان و به

  1. همان، ص 107.
  2. همان، ص 120.

(75)

گاهی که مصاحف گوناگون و قرائت‌ها مختلف گردیده بود، جمع شده است.»

«أقول: أقصی ما تدلّ علیه هذه الروایات مجرّد جمعهم ما نزلت من السور والآیات، وأمّا العنایة بترتیب السور والآیات کما هو الیوم أو بترتیب آخر فلا.»(1)

ـ گویم: نهایت چیزی که این روایات تاریخی بر آن دلالت دارد، آن است که خلفا سوره‌ها و آیه‌هایی را که نازل شده بود، گرد آوردند؛ اما بر این‌که ترتیب سوره‌ها و آیات آن به همان‌گونه بوده است که امروز است یا ترتیب دیگری داشته است، چیزی به دست نمی‌دهد.

«وأمّا النقص فإنّها لا تفی بنفیه نفیا قطعیا»(2).

ـ اما تحریف به نقیصه و کاستی، دلایل ارایه شده، قدرت آن را ندارد که این ادعا را به صورت قطعی نفی نماید.

  1. همان، ص 121.
  2. همان، ص 125.

(76)


 

آیت‌الله خویی رحمه‌الله (م 1411 ه . ق)

مرحوم آیت‌الله خویی در کتاب البیان، بحثی مبسوط و گسترده درباره تحریف دارد. ما در ادامه، برخی از مهم‌ترین مطالب مرتبط با بحث را نقل می‌کنیم.

«1 ـ معنی التحریف: یطلق لفظ التحریف، ویراد منه عدّة معان علی سبیل الاشتراک، فبعض منها واقع فی القرآن باتّفاق من المسلمین، وبعض منها لم یقع فیه باتّفاق منهم أیضا، وبعض منها وقع الخلاف بینهم.

والتحریف بهذا المعنی واقع فی القرآن قطعا، فقد أثبتنا لک فیما تقدّم عدم تواتر القراءات، ومعنی هذا أنّ القرآن المنزّل إنّما هو مطابق لإحدی القراءات، وأمّا غیرها فهو إمّا زیادة فی القرآن وإمّا نقیصة فیه.

وإلیک تفصیل ذلک:

ـ معنای تحریف: واژه تحریف استعمال می‌شود و از آن، معانی چندی به گونه مشترک لفظی اراده می‌شود. تحریف به بعضی از معانی و اقسام آن به اتفاق و اجماع تمامی مسلمانان در قرآن کریم واقع شده است. بعضی از اقسام تحریف نیز

(77)

به اتفاق تمامی مسلمانان در قرآن کریم واقع نشده است. اما در این‌که برخی از اقسام آن در قرآن کریم واقع شده یا نه، اختلاف است.

تحریف به معنای یادشده، به صورت قطع و یقین در قرآن کریم واقع شده است. ما پیش از این برای شما ثابت نمودیم که تواتری در قراءات قرآن کریم وجود ندارد و این بدان معناست که قرآنی که بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است، تنها بر قرائت یکی از قراء هفت یا چهارده‌گانه می‌باشد. اما دیگر قراءات، یا ایجاد زیادی در آیات قرآن کریم است و یا وارد کردن کاستی و نقیصه در آن. در این‌جا تفصیل مطلب گفته شده را برای شما می‌آوریم:

«الأوّل: "نقل الشیء عن موضعه وتحویله إلی غیره" ومنه قوله تعالی: «مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ». ولا خلاف بین المسلمین فی وقوع مثل هذا التحریف فی کتاب اللّه، فإنّ کلّ من فسّر القرآن بغیر حقیقته، وحمله علی غیر معناه فقد حرّفه. وتری کثیرا من أهل البدع، والمذاهب الفاسدة قد حرّفوا القرآن بتأویلهم آیاته علی

(78)

آرائهم وأهوائهم. وقد ورد المنع عن التحریف بهذا المعنی، وذمّ فاعله فی عدّة من الروایات. منها: روایة الکافی بإسناده عن الباقر علیه‌السلام أنّه کتب فی رسالته إلی سعد الخیر: وکان من نبذهم الکتاب أن أقاموا حروفه وحرّفوا حدوده، فهم یروونه ولا یرعونه، والجهّال یعجبهم حفظهم للروایة، والعلماء یحزنهم ترکهم للرعایة.»

ـ معنای نخست تحریف: گرداندن چیزی(لفظی) از جا (معنا)ی خود و دگرگون کردن آن به چیزی (معنایی) دیگر. تحریف به این معنا (تحریف معنوی) در آیه شریفه زیر آمده است: «مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ»(1)؛ "برخی از کسانی که راه هدایت یافته‌اند، معنای گفته‌ها را تغییر می‌دهند".

میان مسلمانان در وقوع این گونه از تحریف (معنوی) در قرآن کریم اختلافی نیست؛ چرا که هر کسی که قرآن کریم را از معنای حقیقی آن باز دارد و آن را بر غیر معنای آن حمل نماید، آن را

  1. نساء / 46.

(79)

تحریف نموده است. بسیاری از اهل بدعت‌ها و مذاهب فاسد، قرآن کریم را با به تأویل بردن آیات آن بر نظرگاه‌ها و هوس‌های باطل خود، تحریف نموده‌اند. از این گونه تحریف، منع شده و انجام دهنده آن در بسیاری از روایات نکوهش شده است. نمونه‌ای از آن، روایتی است که در اصول کافی از امام باقر علیه‌السلام آمده است که آن حضرت در نامه‌ای به سعد خیر نوشتند: "برخی از کسانی که کتاب را فرودین خواستند، حروف آن را به‌پا داشتند و حدود آن را تغییر دادند و حریم آن را شکستند، پس آنان قرآن را روایت می‌کردند و آن را پاس نمی‌داشتند و ناآگاهان، از چیرگی آنان بر سخن‌وری و روایت آیات، در شگفت می‌شدند و آگاهان از این‌که آنان آیات را پاس نمی‌دارند در حزن و اندوه فرو می‌رفتند.

«الثّانی: النقص أو الزیادة فی الحروف أو فی الحرکات، مع حفظ القرآن وعدم ضیاعه، وإن لم یکن متمیزا فی الخارج عن غیره. والتحریف بهذا المعنی واقع فی القرآن قطعا، فقد أثبتنا لک فیما تقدّم عدم تواتر القراءات، ومعنی هذا أنّ القرآن المنزّل إنّما هو مطابق

(80)

لإحدی القراءات، وأمّا غیرها فهو إمّا زیادة فی القرآن وإمّا نقیصة فیه».

ـ دومین معنای تحریف: کاستی یا افزودگی در حروف یا در حرکات و اِعراب با وجود حفظ قرآن و از بین نرفتن آن؛ هرچند در خارج از غیر آن تشخیص داده نشود. تحریف به این معنا نیز در قرآن کریم به صورت قطعی و یقینی وارد شده است. ما پیش از این برای شما اثبات نمودیم که قراءات آیات تواتر ندارد و معنای تواتر نداشتن قراءات، آن است که قرآنی که نازل شده است، تنها با یکی از قراءات هماهنگ و موافق می‌باشد و دیگر قراءات یا ایجاد زیادی در قرآن کریم است و یا کاستی در آن می‌باشد.

«الثّالث: النقص أو الزیادة بکلمة أو کلمتین، مع التحفّظ علی نفس القرآن المنزّل. والتحریف بهذا المعنی قد وقع فی صدر الإسلام ، وفی زمان الصحابة قطعا، ویدلّنا علی ذلک إجماع المسلمین علی أنّ عثمان أحرق جملة من المصاحف وأمر ولاته بحرق کلّ مصحف غیر ما جمعه، وهذا یدلّ علی أنّ هذه المصاحف کانت مخالفةً لما

(81)

جمعه، وإلاّ لم یکن هناک سبب موجب لإحراقها، وقد ضبط جماعة من العلماء موارد الإختلاف بین المصاحف: منهم عبداللّه ابن أبی داود السجستانی، وقد سمّی کتابه هذا بکتاب المصاحف. وعلی ذلک فالتحریف واقع لا محالة إمّا من عثمان أو من کتاب تلک المصاحف، ولکنّا سنبین بعد هذا إن شاء اللّه تعالی أنّ ما جمعه عثمان کان هو القرآن المعروف بین المسلمین، الذی تداولوه علی النّبی یدا بید. فالتحریف بالزیادة والنقیصة إنّما وقع فی تلک المصاحف التی انقطعت بعد عهد عثمان، وأمّا القرآن الموجود فلیس فیه زیادة ولا نقیصة».

ـ سومین معنای تحریف: کاستی یا افزونی یک یا دو کلمه با حفظ اصل قرآنی که نازل شده است(تحریف لفظی). تحریف به این معنا در صدر اسلام و در زمان صحابه به صورت قطعی واقع شده است. دلیل ما بر این ادعا، اجماع مسلمین بر این مطلب است که عثمان پاره‌ای از مصاحف را سوزاند و کارگزاران و استانداران

(82)

خود را امر نمود که هر مصحفی غیر از آن‌چه وی آن را گرد آورده است، بسوزانند. این واقعه، دلیل بر آن است که مصحف‌های دیگر با مصحف گردآوری شده توسط وی، مخالفت داشته است؛ وگرنه دلیلی نداشت وی مصاحف دیگر را بسوزاند. البته این در حالی است که برخی از عالمان، مواردی از اختلاف در مصاحف را ضبط و جمع‌آوری نموده‌اند. یکی از آنان عبدالله ابن ابی‌داوود سجستانی است که کتاب خود را «کتاب المصاحف» نامیده است. بر این اساس، تحریف به ناچار یا از ناحیه عثمان و یا از ناحیه مصاحفی که وی آن را سوزانده، در قرآن کریم رخ داده است. البته ما پس از این، بیان خواهیم کرد مصحفی که عثمان آن را گرد آورده است، همان مصحف معروف و شناخته شده در میان مسلمانان بوده است که آن را از دست نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله یکی پس از دیگری و دست به دست گرفته‌اند. پس تحریف به زیادی یا کاستی و نقیصه در مصاحفی روی داده است که از زمان عثمان جمع‌آوری گردید؛ اما قرآنی که اینک در نزد ما موجود است، هیچ‌گونه زیادی یا کاستی

(83)

(مضر) در آن نمی‌باشد.

«الرابع: التحریف بالزیادة والنقیصة فی الآیة والسورة مع التحفّظ علی القرآن المنزّل، والتسالم علی قراءة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله إیاها. والتحریف بهذا المعنی أیضا واقع فی القرآن قطعا. فالبسملة ـ مثلاً ـ ممّا تسالم المسلمون علی أنّ النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله قرءها قبل کلّ سورة غیر سورة التوبة، وقد وقع الخلاف فی کونها من القرآن بین علماء السنّة، فاختار جمع منهم أنّها لیست من القرآن، بل ذهبت المالکیة إلی کراهة الاتیان بها قبل قراءة الفاتحة فی الصلاة المفروضة، إلاّ إذا نوی به المصلّی الخروج من الخلاف، وذهب جماعة أخری إلی أنّ البسملة من القرآن. وأمّا الشیعة فهم متسالمون علی جزئیة البسملة من کلّ سورة غیر سورة التوبة، واختار هذا القول جماعة من علماء السنّة أیضا، وإذن فالقرآن المنزّل من السماء قد وقع فیه التحریف یقینا، بالزیادة أو

(84)

بالنقیصة.»(1)

ـ چهارم: تحریف به زیادی یا کاستی یک آیه یا سوره؛ البته با حفظ قرآنی که نازل شده است و پذیرش این‌که این قرآن بر قرائت نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد. تحریف به این معنا نیز به صورت قطعی و یقینی در قرآن کریم واقع شده است. برای نمونه، آیه: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» از آیاتی است که تمامی مسلمانان بر آن اتفاق دارند که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آن را پیش از هر سوره‌ای ـ جز سوره توبه ـ قرائت نموده است؛ اما عالمان اهل سنت اختلاف دارند که آیا این آیه جزو سوره‌های قرآن کریم می‌باشد یا خیر؟ (و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تنها خواسته است کاری را بدون بسمله شروع نکرده باشد). گروهی از اهل سنت بر این باورند که آیه بسم الله جزو قرآن کریم نمی‌باشد، بلکه مالکیان این عقیده را دارند که خواندن آن پیش از سوره حمد در نمازِ واجب،

  1. البیان، ص 197 ـ 199.

(85)

کراهت دارد؛ مگر آن‌که نمازگزار چنین نیت نماید که نخواهد میان مسلمانان تفرقه‌انگیزی نماید. گروهی دیگر از سنی‌ها آن را جزو قرآن کریم می‌دانند. اما شیعیان همه بر این عقیده‌اند که آیه بسم الله در تمامی سوره‌ها جزو قرآن کریم است؛ غیر از سوره توبه. این دیدگاه را برخی از عالمان سنی نیز پذیرفته‌اند. بنا براین، قرآنی که از آسمان نازل شده، به صورت یقینی مورد تحریف قرار گرفته است؛ حال یا به زیادی و یا به کاستی.


 

ضرورت نشست‌ها و مناظره‌های علمی

ما در تألیفات خود پیوسته بر آن بوده‌ایم تا چالش‌ها و آسیب‌های پیشِ روی دین‌مداری در عصر حاضر را شناسایی و به ارایه راه گذار و شیوه برون‌رفت از آن بپردازیم. تورقی کوتاه بر منابع و متون اولی شیوه گردآوری قرآن کریم و مسأله تحریف، این امر را می‌رساند که یکی از مباحث آسیب‌زا بحث تحریف است که نیازمند مداقه، تأمل و نیز تفکر برای یافت پاسخ به شبهه‌های موجود و اثبات حجیت قرآن کریم است و کتاب «تحریف‌ناپذیری و حجیت قرآن کریم» با مطالعه بر بیش از سه‌هزار صفحه متونِ اولی بحث

(86)

تحریف، نگاشته شده که ما همه آن را گردآوری نموده‌ایم. این کتاب با توجه به حجم گسترده تبلیغات ضد دینی ـ به‌ویژه در این مسأله و این‌که دیگر مردمِ آگاه و فهیم چیزی را از سر تحکم و بدون ارایه دلیل منطقی نمی‌پذیرند ـ به دفاع از هویت ولایی و شیعی و نیز حجیت ذاتی قرآن کریم می‌پردازد. مطالعه این کتاب با دقت و مداقه کافی، مطلب گفته شده را به دست می‌دهد.

این کتاب با طرح مسأله تحریف، تلاش مضاعفی داشته تا از عوارض و پی‌آمدهای منفی آن جلوگیری نماید؛ به‌ویژه آن‌که تجربه تاریخی کتاب «فصل‌الخطاب» را با خود داشته است.

این کتاب از نظریه «تحریف غیر مضر» دفاع می‌نماید و همان‌طور که گذشت، در کلام بسیاری از بزرگان شیعه آمده است و چنین نظریه ریشه‌داری را نمی‌توان با طرح رسانه‌ای و به‌دور از مشی علمی و منش عالمانه و با دور شدن از پاسداشت ارزش‌های اخلاقی اولی ـ که هر جامعه‌ای آن را محترم می‌دارد ـ از جمله حفظ کرامت و شخصیت

(87)

انسان‌ها، به محاق کشاند.

بحث از چنین نظریه‌ای ـ که استدلال‌های بسیار قوی در پشتوانه آن است ـ نیازمند نشست علمی و مناظره در جوّی صمیمی و فضایی آرام است و مقابله رسانه‌ای و اهانت‌آمیز، مخاطبان را به جای احساس خیرخواهی، از آن به شائبه اغراض نابه‌جا و شکستن حریم حوزه و جرأت بخشیدن به اغیار برای اهانت به ساحت مقدس روحانیت می‌کشاند.

چنین مشکل نظری ـ که بزرگ‌ترین اعاظم از علما در آن به تفاوت می‌اندیشند ـ نمی‌تواند دستاویزی برای ترور شخصیت و موجب لغو مجوز انتشارات، مؤسسه و نیز نشر و توزیع نه تنها این کتاب، بلکه تمامی آثار منتشر شده از ناحیه ما گردد و نیز منع از دادن هر گونه مجوزی به دیگر آثار ما به مدت سه سال شود؟

به هر روی، ما بر تعامل عالمان دینی و بر نشست‌های مودت‌آمیز و پر مهر و محبت آنان تأکید داریم و این مسأله را در ارتقای دانش‌های دینی

(88)

مؤثر می‌دانیم و برخوردهای تخریبی را به نفع دین و حوزه‌های علمی نمی‌دانیم. کتاب حاضر را نیز به همین نیت نگاشته‌ایم تا اگر کسی در مورد نظریه آن کتاب، تردیدی دارد، با مطالعه این کتاب، نظر واقعی آن را دریابد.